ددی مافیایی ۲

ویو ا/ت

صبح بیدار شدم و رفتم روتین صورتمو انجام دادم رفتم لباس مدرسمو از روی میز برداشتم خیلی کوتاه و باز بود ولی مجبور بودم بپوشمش
لباسمو پوشیدم و رفتم پایین که صبحانه بخورم که دیدم جونگ کوک هم نشسته خیلی کم پیش میاد با هم غذا بخوریم

+صبحتون بخیر
× صبحت بخیر .... ببینم فکر نمیکنی لباست خیلی کوتاه و بازه؟
+ من خودم اینو انتخاب نکردم لباس مدرسه است
× خیلی خب امروز و فعلا همینو بپوش فردا برات یه چیز دیگه سفارش میدم
+ باشه
× امروز خودم میبرمت مدرسه
+ میشه شما منو نبری من خودم برم
× نه « داد »
+ اما اگر نداریم زود باش غذاتو بخور ببرمت
× باشه
( صبحونشو خورد رفت داخل حیاط که سوار ماشین بشه اول میخواست پشت بشینه ولی )
× بیا جلو بشین
+ باشه
( رفتند سوار ماشین شدند که وقتی رسیدند همه جمع شدن داشتن پچ پچ میکردن که یک از پسرا اومد جلو و اومد سمت ا/ت )
& سلام زیبا خوبی ؟ ایشون باباته
+ سلام
× ا/ت این آقا پسر کیه
+ همکلاسیمه
× از کی تا جالا همکلاسی همو زیبا صدا میکنن
& به توچه آقا تو کی هستی که به من دستور میدی با دوست دخترم چجوری حرف بزنم

ویو جونگ کوک

وقتی گفت دوست دخترم سیمام داغ کرد و رفتم سمت محکم بهش مشت زدم افتاد پایین و محکم به شکمش لگد میزدم که دستلی ظربف و گرمی را حس کردم اون دستای ا/ت بود
من چم شده چرا قلبم انقدر تند میزنه
+ لطفا باهاش کاری نداشته باش
× امروز از مدرسه خبری نیست تا فردا که لباس مناسب برات بگیرم زود باش سوار ماشین شو
+ اگه نرم مدرسه از درسام عقب می افتم
× به درک
+ سونگ هی بابت رفتارش معذرت میخوام
( سوار ماشین شدن )

ادامه دارد ‌.....

حمایت فراموش نشه دوستان..♥️♥️
دیدگاه ها (۲)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

سرنوشت پارت (۱۲)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

پنهان عشق

سناریو میتسویا پارت ۳

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط