{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدار با گورباچف:

دیدار با گورباچف:
موقع خداحافظی رسید، اجازه دادند که خبرنگاران چند عکس و فیلم بگیرند.🎦
آقای گورباچف مانند ورودش دوباره شروع به دست دادن با یک یک افراد کرد.🤝 وقتی در مقابل من ایستاد😟 آقای جوادی آملی و سایرین همینطور داشتند مرا نگاه می‌کردند🤭، شرایطی نبود که از حاج آقا بپرسم، چکار کنم.
دیدم که اگر تو ذوق گورباچف بزنم خیلی بد است.🙄

از این رو وقتی او دستش را دراز کرد من چادر را بر روی دستم انداختم و به او دست دادم.😊
این برخورد و این نوع دست دادن برای گورباچف که رهبری امپراتوری شرق را به عهده داشت خیلی سخت و گران آمد.😢 سعی کرد به روی خود نیاورد
و گفت:
« من دستم را برای دست دادن دراز نکردم، بلکه دستم رو به سوی این مادر انقلاب دراز کردم که بگویم ما همسایه‌های خوبی هستیم.😎 ما دست بی اسلحه مان را به سوی شما دراز می کنیم، شما هم مرد های تان را تشویق کنید که دست بدون سلاحشان را به سوی ما دراز کنند.😇

آقای جوادی آملی به آرامی گفت:
« ما نیز دوستدار صلح و خواستار آرامش هستیم.»😊

#خاطرات_مرضیه_حدیدچی #دباغ #بریده_کتاب
✅پاتوق کتاب شهید زینب کمایی
@maghar98 #مذهبی #شعر_و_ادبیات #کتاب #کتاب_خوب #کتاب_بخوانیم #کتابخوانی #معرفی_کتاب #ادبیات
دیدگاه ها (۱)

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

صدای مهیب p11

Destiny part 13

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

تکپارتی نامجون. کتابدار دوست داشتنی. مثل همیشه صبح ها پاشدم ...

سناریو اوبیکاکا

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁴ | پارتـ ⁴🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁹بعد از چند لحظه سکوت گفت:جونگ کوک..او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط