{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عکاس رال باز من

عکاس رال باز من
P11

_تهیونگ میدونم بعد بیست بلاخره در قلبت رو باز کردی و اجازه دادی دختری به قلبا نفوذ کنه ولی خواهش میکنم بیشتر فکر کن


÷کیش و مات بجای اینمه حرف زدن فکرت رو به بازی بذار کیش و مات شدی

_قبول نیست دارم نصیحت میکنم اون وقت تو داری بازی میکنی

÷ولی جیمین این شنود هایی که توی پیست کار گذاشتی خیلی خوبن ها (با افتخار)


_دستمو ببوس ( و دستش رو میاره جلو) ( حالت شوخی)


÷گمشو برو ببینم یبار ازت تعریف کردم (خنده)



_باشه بابا (خنده)


÷ولی خب میخوای با کالیکس چیکار کنی


_عیب نداره دارن براش به وقتش اونم تو هدایتش میکنم




#ات
وارد جلسه شدم به همه سلام کردم و فیلم هایی که توی دوربین بود که توی فلش ریخته بودم رو به تلوزیون وصل کردم و خودم نشستم پشت یکی از صندلی ها و آروم آروم عکس و ها فیلم ها رو به اسلاید بعدی میزدم
بلاخره همه فیلم ها تموم شدکه مردی مسن بلند شد و گفت

_خانم پارک کارتون عالی بود من به نمایندگی از شرکت آقا کیم تهیونگ اینجا بودم خوشحال میشم همکاری مون ادامه پیدا کنه


+لبخندی زدم و گفتم : باعث افتخاره آقای.....؟


_اقای لی

+بله آقای لی باعث افتخاره

لایک ها به ۱٠تا نرسه نمیزارم بدرود🎀
دیدگاه ها (۱)

خودکار ابری

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

☆‌عشق اجباری من✧P6ویو نویسندهچراغ‌های عمارت خاموش شده بود و ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆      ۲ پارتچند دقیقه بود که ه...

Otagh baghli Part56 کیفم رو گذاشتم روی میز . کتاب شیمی مو د...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁹اما هر بار چشمم به جای خالی رولزرویس ...

مربی موتور سوار

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط