غریبه ای آشنا
غریبه ای آشنا
پارت ۴
خب پس اشکالات این پروژه رو هم حل میکنم+
که جونگکوک با شروع حرف های جینا چشم از چشمانش برداشت و گفت...
باشه فردا صبح پروژه ها روی میزم باشن_
چشم میتونم برم؟+
بله_
جینا از دفتر خارج شد و جونگکوک داخل اتاقش به صندلی چرم اش تکیه داده و بخ سقف خیره شده و آهی از ته دل کشید و لبخندی بر لبانش نشست انگار سال ها بود منتظر همین لبخند بود.
مینی:جینا چرا اینقدر کلافه ای چی شده؟
وای وای تا شب پروژه دارم+
بعد از چند مدت جینا غرق کارش شده بود و حتی ناهار هم نخورده بود و کمکم هی شرکت خالی تر میشد تل اینکه همه کارمندان رفتند اما جینا مونده بود با یه عالمه پروژه که تموم نشده بود.در طرف دیگر جونگکوک در اتاقش از پنجره قدی اش بیرون رفتن کارمندان را نگاه میکرد و کتش را برداشت و اتاقش خارج شد و رفت طبقه پایین و دید جینا از خستگی سرش را روی میز گذاشته و خوابش برده و بعد جونگکوک دید هوا سرد است پس کتش را روی جینا انداخت و بعد رفت صندلی ای برداشت و پشت خودش کشید و گذاشت کنار جینا و نشست و سرش را روی میز گذاشت و به چشم های بسته دختر خیره شده بود که یک لحظه جینا از خواب پریدم و جونگکوک هم زیر می قایم شد تا جینا نبینتش......
وای باید برم دنبال سوهو ولی این پروژه ها رو چی کار کنممممم؟+
جینا وسایلش را برداشت و زود از شرکت بیرون رفت و جونگکوک از زیر میز در آمد و گفت..
سوهو کیه که اینقدر مهمه؟_
مرسی که لایک میکنی❤️❤️❤️❤️
برای پارت بعدی شرط دارم اگه لایک ها بشه ۲۰ میزارم نشه نمیزارماااااا🫠
پارت ۴
خب پس اشکالات این پروژه رو هم حل میکنم+
که جونگکوک با شروع حرف های جینا چشم از چشمانش برداشت و گفت...
باشه فردا صبح پروژه ها روی میزم باشن_
چشم میتونم برم؟+
بله_
جینا از دفتر خارج شد و جونگکوک داخل اتاقش به صندلی چرم اش تکیه داده و بخ سقف خیره شده و آهی از ته دل کشید و لبخندی بر لبانش نشست انگار سال ها بود منتظر همین لبخند بود.
مینی:جینا چرا اینقدر کلافه ای چی شده؟
وای وای تا شب پروژه دارم+
بعد از چند مدت جینا غرق کارش شده بود و حتی ناهار هم نخورده بود و کمکم هی شرکت خالی تر میشد تل اینکه همه کارمندان رفتند اما جینا مونده بود با یه عالمه پروژه که تموم نشده بود.در طرف دیگر جونگکوک در اتاقش از پنجره قدی اش بیرون رفتن کارمندان را نگاه میکرد و کتش را برداشت و اتاقش خارج شد و رفت طبقه پایین و دید جینا از خستگی سرش را روی میز گذاشته و خوابش برده و بعد جونگکوک دید هوا سرد است پس کتش را روی جینا انداخت و بعد رفت صندلی ای برداشت و پشت خودش کشید و گذاشت کنار جینا و نشست و سرش را روی میز گذاشت و به چشم های بسته دختر خیره شده بود که یک لحظه جینا از خواب پریدم و جونگکوک هم زیر می قایم شد تا جینا نبینتش......
وای باید برم دنبال سوهو ولی این پروژه ها رو چی کار کنممممم؟+
جینا وسایلش را برداشت و زود از شرکت بیرون رفت و جونگکوک از زیر میز در آمد و گفت..
سوهو کیه که اینقدر مهمه؟_
مرسی که لایک میکنی❤️❤️❤️❤️
برای پارت بعدی شرط دارم اگه لایک ها بشه ۲۰ میزارم نشه نمیزارماااااا🫠
- ۵۳۶
- ۰۹ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط