پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟

بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟

به خدا شعرترین شعرِ منی، می فهمی؟

هوس انگیزترین حسِ منی، می فهمی؟
دیدگاه ها (۱)

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

چون مادرت در خانه بی‌پشت و پناه استدر کودکی بایست مرد خانه ب...

پارت ۱۲

مافیای من

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹¹ویو تهونگ____________ب...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط