نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت
ابر دلتنگی دوباره آسمانم را گرفت


شانه های مهربانت را بیاور خوب من

گریه های لعنتی تاب و توانم را گرفت


✍ 💘 ‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۸)

p33

(وقتی داره ادا در میاره که قهره)یک روز کاملا عادی بود که جون...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉-𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉-𝒆 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو) پارت𝟗...برای باکوگو دی...

{محکوم به لمس } part ۴ 杂交种 لی آرو با غیض دستش را عقب کشید و...

چند پارت

چند پارتی

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌99پزشک و یونجی نگاهی کوتاه به هم انداختن...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط