فیک بی پایان

فیک بی پایان
پارت3
ویو ا/ت

بعد اسید رفتم سراغ چاقو و باهاش خطای بیهدفی روی بدنش کشیدم
€هرچی بخوای میگم فقط تمومش کن(با داد خیلی بلند و ناله)

+افرین حالا شدی بچه خوب، میشنوم
بعد از این ک یکم درپش آروم شد شروا کرد

€قضیه مال شیش سال پیشه من نقش کش خوبی هستم پس یک نفر بهم زنگ زد و گفت که یه نقشه قتل خیلی حرفه ای میخواد بکشه گفت ازش سوالی نپرسم و مبلغ خوبی پیشنهاد داد منم نتونستم ردش کنم برا همین قبول کردم توی این مدت هیچ وقت نه خودشو دیدم نه اسمشو شنیدم فقط از طریق افراد باند باهاش در ارتباط بودم، بعد یک سال نقشه تموم شد و پولمو گرفتم اما دلم بشتر میخواس برا همین یکی از اعضای باند شدم ولی وقتی پرس و جو کردم فهمیدم هیچ کس نه اسم اونو میدونه نه تا حالا دیدتش فقط میدونم که اسم باند ققنوسه و لقب اون فرد لوسیفره و توی لیست بزرگترین مافیا های دنیا قرار داره خیلیا هم ازش
میترسن بخدا کل چیزی که میدونستم همین بود

خیلی عصبی بودم چون از اینم چیز خاصی در نیوند چطوری کسیو پیدا کنم که نه اسم اصلیشو کسی میدونه نه قیافش؟؟
از شدت اعصبانیت نفهمیدم دارم چیکار میکنم شاید بعدا بهش نیاز بود ولی الان فقط به کشتنش فک میکردم کلتمو در آوردم و ی گلوله توی مغزش خالی کردم
بعدش مثل همیشه با اره برقی بالاتنه و پایین تنه و سرشو از هم جدا کردم و به بادیگاردا گفتم که بیان تا توی جعبه بزارنش
خب من همیشه بدن قربانی هامو به سه قسمت تقسیم میکنم و میزارمشون توی یه جعبه مشکلی بزرگ با یک ربان قرمز روش و بعدش از طرف ناشناس میرفرستمش برای اون باندی که حالا فهمیدم اسمش ققنوسه

برای ساعت شیش باید آماده میشدم چون تهیونگ گفت بیشتر از این نمیتونه هویتمو مخفی نگه داره اره من هنوز انتقامم کامل نشده بود ولی نمیشد کاریش کرد
حالا همه اینا به کنار منی که به شدت تامبوی هستم باید یه لباس دخترونه بپوشم که حتی فکر بهشتم حالمو بد میکنه ولی تهیونگ به شدت روی این قضیه تاکید داشت هعیییی
.
.
.
ساعت پنج بود، رفتم یه دوش گرفتم، یه میکاپ ساده کردم و یه لباس که انگار برا پرنسسا بودو پوشیدم(عکسشو میزارم)
سفارش اقای کیم بود و دلم میخاس پارش کنم با این لباسش موهامو هم باز گذاشتم
ولی مشکل اصلی تتوم بود بود
من دست راستم کاملا تتو شدس برا همین الان مشکل داشتم
که در اتاقم زده شد میخاستم ماسکمو بزنم که تهیونگ توی چهارچوب اتاق نمایان شدن
(علامت تهیونگ&)
&جلوی داداشتم ماسیک میزنی نه؟(باخنده)
+زهر مااار ته این لباس فاکی چیه؟؟
&خواهر من میمیری یه روز استایل تامبوی نرنی؟
+خری؟ میگم برام سخته بعدم من تتومو چیکار کنم؟
&فکر اونشم کردم
دیدم یه ساق دست که مشکلی بود از جیبش در آورد و بهم دادش
&اینو وقتی رسیدیم اونجا بپوش
دیدگاه ها (۲)

پایین رو چک کنید لطفا😇سلام بچه‌ها،، من بهتون گفته بودم که دو...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

پارت ۲۵

Enemys Embrsce [ part ۲۸ ]

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

ادامه part 64بعد رفتم توی اتاق کوچیکی که توی اتاق در آوردن ب...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

شاهکاری به نام دروغ

عقد با رئیس مافیا پارت 30ات هنوز به گوشی تهیونگ نگاه می‌کرد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط