✅ خاطرات سفیر؛

✅ خاطرات سفیر؛

"خاطرات یک دختر ایرانی در فرانسه"
خانم #نیلوفر_شادمهری دانشجوی برای تحصیل به #فرانسه سفر می کند در مقطع دکترا رشته ی طراحی صنعتی.
این کتاب، تجربه های جذاب یک بانوی محجبه ایرانی در قلب اروپاست.
نگاه دقیق و قلم شیوای ایشون منو پای کتاب میخکوب کرد و تا الان سه نسخه از این کتاب خریدم تا هدیه بدم به دوستانم.
👈 حضرت آقا این کتاب رو توصیه کردند مخصوصا به #خانم_ها.
قسمتی از کتاب👇
صفحه34
ازش پرسیدم اسمت چیه؟
_"امبروژا". همین کلمه
توی فرانسه طور دیگه ای
تلفظ می شه.فرانسویا "اَمغُزی"
صدام می کنن.تو چی صدام می کنی؟
_من؟ بهت می گم عَمِّ قِزی!
و داستان عم قزی رو براش تعریف کردم.
بعدها هر وقت
صداش می کردم عم قزی خودش با
یه لهجه ی خیلی
خنده دار می گفت: دور کلاش قرمزی!
گفتم من ایرانی ام. تو چی؟
نگاه همه ی بچه ها به سمت ما دوتا برگشت.
چندثانیه مکث کرد، سقف رو نگاه کرد، لُپاش رو باد کرد
و همه هواش رو قورت داد. بعد گفت: من آمریکایی ام. #بخون
دیدگاه ها (۴)

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت سوم | کتاب قدیمیا.ت ...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وپنجم 𓆪 🖤🥀همه برای چند ثانیه ساکت ماند...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.42(روایت از زبان نویسند...

پارت ۱۱: مرزِ نامرئیاشک‌هام رو با آستینم پاک کردم و نفسی که ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس حرکت نکرد.جنا هنوز دست پاندورا را گ...

پارت ۳۹

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط