{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برده ی بی نقص من

برده ی بی نقص من
پارت ۴
ا.ت= باشه ددی
کوک روی گردن ا.ت رو میبوسه و میره بیرون
ویو ا.ت
وقتی رفت بیرون شروع به گریه کردن کردم
این چه زندگی فاکی که من دارم اخه اصلا میشه به این گفت زندگی؟ باید یه راهی پیدا کنم که بزاره از عمارت برم بیرون و بعدش هم فرار کنم اره بهترین راه همینه ( تا اینجا صدای ذهنش بوده)
بلند شدم و اشکام رو پاک کردم و منتظر موندم تا کوک بیاد
(صدای در کوک میاد تو)
تا دیدمش گفتم
ا.ت = های ددی
بلند شدم و رفتم پیشش
کوک = های بیبی گرل
بغلش کردم و اونم بغلم کرد و بعد روی گردنم رو بوسید منم سرمو اوردم عقب و گفت
ا.ت = ددی جونم
کوک= جونم؟
ا.ت = میشه یه چیزی بخوام؟
کوک =بگو
ا.ت = اممممم میشه از اتاقم لباس بردارم؟
وات چرا اینو گفتم قرار بود ازش اجازه بگیرم برم بیرون نه از اتاقم لباس بیارم
کوک = معلومه که میشه ولی فقط ده دقیقه وقت داری
ا.ت = باشه مرسی
رو لبش رو بوسیدم و رفتم بیرون
رفتم تو اتاق و یه ساک بر داشتم و یه سری لباس ها و وسایل برداشتمو رفتم بیرون
رفتم تو اتاق
ا.ت = ددی
رفتم پیش کوک
کوک = جانم بیب؟
ا.ت = بغلم میکنی؟ ( مظلوم)
ویو کوک
بغلش کردم و اونم بغلم کرد خیلی غیر طبیعی خیلی زود اوکی شد و ددی صدام کرد و باهاش مشکل نداره بعدا سر از کارش در میارم
نظرتون؟؟
شرایط پارت بعد
کامنت ۳۰
لایک ۱۰
دیدگاه ها (۳۲)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

همسر غیره منتظره

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط