من توی یه خانواده انقلابی به دنیا نیومدم. یه خانواده مذهب

من توی یه خانواده انقلابی به دنیا نیومدم. یه خانواده مذهبی خیلی معمولی.
اولین کسی بودم که تو کل خانواده تا الان رفته راهپیمایی...
همه رو هم رفتم... ( به استثنای راهپیمایی برای حجاب)...
همه رو هم با خواهرم رفتم. نه با مجموعه ای و نه با سازمانی...
از روزایی که توی سرمای بهمن یا گرمای تابستون و روز قدس بوده بگیر تا امروز...
از روزایی که با دربه دری میتونستیم خودمون رو تو اتوبوس واحد بچپونیم تا امروز که با ماشین میرم تا پارکینگ میدون امام علی(ع)...
از همون اول هم مسخره شدم، هم تیکه شنیدم، هم گاهی توهین شنیدم... هم متهم شدم...
من اما تمام زندگیم جوگیر و احساساتی عمل نکردم که بخوام با جو مسیرم رو تغییر بدم...
مسیر من روشنه. من قطعا و بدون هیچ واهمه ای معتقد به انقلاب اسلامی و اهداف و آرمان هاش هستم. و قطعا خیلی جاها به خیلی از عملکردهای بزرگ و کوچیک انتقاد داشتم و دارم.
اما هیچ اصراری ندارم و اعتقاد هم ندارم که کسی باید با من همفکر باشه...
من واقعا خوشحالم بابت اینکه چهل و اندی سال قبل توی این کشور انقلاب شد... چهل و اندی سال ما رو بستند اما هنوز ایستادیم با همه کم و کاستی ها... من پای کار کشورم ایستادم...
هنوزم خیلیا مسخره ام میکنند... خیلیا توهین میکنند... خیلیا تهمت می زنند... اما من تمام مردم رو با اعتقاداتشون دوست دارم و برام عزیزند...
همتون برام با ارزشید
چه اونایی که امروز بودند و چه اونایی که با دلایل مختلف نبودند♥️
دیدگاه ها (۵)

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

پارت ۳ زندگی سخت است اما اسان میشود....ویو آشا : دیدم و بعد ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ³ویو یوناچشم هام رو بستم که یکی ...

Custom bride part : 19

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

part 7بابای ات:خاب شرکت بهم یه پست خیلی بالا دادهات:اووو مبا...

Forbidden love①⑥ا/ت: نه... نه! محاله... امکان نداره بچه‌ای و...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

part 3رفتم سمت میز و جمعش کردم.. بعدش سمت اتاقم قدم برداشتم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط