روز میلاد من است آمده‌ام دست کشم

روز میلاد من است آمده‌ام دست کشم

به سر و گوشِ عرق کرده‌ی دنیای خودم

قول دادم که در این شعر فقط من باشم

تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم


((علیرضا آذر))
دیدگاه ها (۱)

غم را روانه کرده‌ام به دور دست‌ها. نشسته‌ام پشت پنجره‌‌ی بها...

عاشقانه های شبنم

رمان هفتمین سایه (ادامه)

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

خب آماده باشید که باز باید به ور ور های من گوش بدید•°.☆.°• ...

پارت بیست و چهارم《Custom kiss》 [[پای...

عاشقانه های شبنم

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط