{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

I loved be angel

I loved be angel
PART 37






ا/ت . بعد از اینکه رسیدیم عمارت منو و تهیونگ پیاده شدیم و اون مرد با ماشین تهیونگ رفت...
من با سرعت رفتم به سمت اتاقم دوش گرفتم ...
یه جوری شده بودم دلم میخواست فقط خودمو بسابم...
بعد نیم ساعت اومدم بیرون و لباسمو عوض کردم ... گلوم مثل چوب خشک شده بود و قلبم همچنان تند میزد...
من خیلی آدم استرسی ام و با هر اتفاق مثل این با حتی دعوا ضربان قلبم شدید می ره بالا ....
رفتم پایین که هم یکم آب بخورم و هم ببینم میتونم به قرص تپش قلب پیدا کنم که تهیونگ رو دیدم که رو صندلی کنار کانتور نشسته و سرش تو گوشی و یه لیوان قهوه ام دستشه...
بی توجه بهش وارد آشپز خونه شدم و دو لیوان پر اب خوردم و بعد داخل کابینت ها دنبال قرص می گشتم که حس کردم کردم کسی پشتمه...!
تهیونگ. دنبال چیزی میگردی خانم دکتر؟
ا/ت . چیزی نگفت و به گشتن ادامه داد.
تهیونگ. با تو بودماا...( یه ابروشو بالا انداخت و نزدیک تر شد جوری که از پشت هیچ راه فراری نبود....
ا/ت . برو کنار....
تهیونگ. نرم چی ؟
ا/ت . برو کنار ..... حالم خوب نیست میفهمی.؟ برو کنار..!
تهیونگ. چرا حالت خوب نیست؟ اونا چیزی به خوردت دادن؟ میخای ببرمت بیمارستان .؟!
ا/ت. فقط میخام دیگه نبینمت کیم تهیونگ....تنها چیزی که میخام همینه..!
تهیونگ . رفت عقب و رو صندلی کنار میز ناهارخوری نشست ( از خداتم باشه هر روز منو میبینی..! ( مغرور و پوزخند
ا/ت . جواب نداد و همچنان دنبال قرص می گشت...
تهیونگ. خوب حداقل بگو چی میخای تا بهت بدم....میدونم به خاطر اون اتفاق ترسیدی اما...
ا/ت . ( پرید وسط حرفش ) اما چی هااا؟ اما میخواستی بدبختم کنی؟ میخواستی کاری کنی با دستای خودم خودمو بکشم ارهه؟همینو میخواستی؟می گفتی زودتر خودم انجامش میدادم..! ( بلند و صداش لرزید و کم کم به گریه افتاد و نشست رو زمین و سرشو رو پاهاش گذاشت و گریه کرد...
تهیونگ. یه لحظه دلش برای ا/ت سوخت و اومد پایین و کنارش نشست و سرشو آورد بالا...
ا/ت. با چشمت خیس نگاش کرد و صورتشو از زیر دست تهیونگ کشید بیرون قلبش همچنان تند میزد جوری که تهیونگ وقتی نزدیکش شد صداشو شنید و فهمید ا/ت دنبال چی میگشته..‌
تهیونگ. دنبال قرص می گشتی مگه نه!؟
ا/ت . آروم هق زد و بهش نگاه کرد...
تهیونگ. بلند شد از تو یکی از کابینت ها جعبه قرص ها رو برداشت و گذاشت جلو ا/ت ...‌ ( ببین کدوم خوبه بردار بخور ...
و یکم رفت عقب به پایه صندلی تکیه داد و نگاش کرد.....






ادامه دارد.....
#تابع_قوانین_ویسگون
#ویسگون
#فیک
دیدگاه ها (۳۴)

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

سناریو سو پارت اول

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶³تهیونگ با ناباوری به همه نگاه کرد.تهیون...

ریاکشن پارت ۲

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط