#دوپارتی
#دوپارتی
#جیمین
ادامه)
میخواستم جوابشو بدم که یه دفعه در باز شد و کوک امد توی اتاق ..
کوک: جیمین تو اون لباس...اممم
با حضور کوک توی اتاق تو شوک خیلی بدی فرو رفتم ..جیمین اخم کرد و منو گذاشت روی مبل
جیمین: بهت یاد ندادن در بزنی ؟
کوک: اممم ...چیزه ..من ..خوب من دیگه باید برم ...خدافظ
و رفت بیرون ....خاککک تو سرم الان میره به بقیه هم میگه 🤦♀
جیمین امد سمتم من سرمو انداختم پایین ..دست*ش رو گذاشت رو چونم و مجبورم کرد بیارم بالا
جیمین: ا/ت....یه چیزی بگم ..قبول میکنی ؟
سرمو تکون دادم که ادامه داد...
جیمین: ا/ت ...راستش من..خیلی دوست دارم ..میشه قبول کنی با من قرار بزاری؟
با حرف جیمین انگار برق بهم وصل شد ....اون....واقعا میخواست دوست دخترش بشم...پشماممممم
ا/ت: ...جیمین آخه ...کمپانی
جیمین: مشکلی نیست راب*طمون مخفی میمونه تا تو زمان مناسب اعلام کنیم ...قبول؟
ا/ت: آره
اینو که گفتم جمین لبخند بزرگی زد و امد روی مبل نشست و دوباره منو رو*ی پا*ش گذاشت ...
جیمین: نمیدونی چقدر منتظر این لحظه ها بودم
تا خواستم حرفی بزنم با گاز*ی که از گر..دنم گرفت دهنم بسته شد و ترکیبی از لذ*ت و درد در بدنم پخش شد ...
ا/ت: آهههههه
جیمین: جونم ...بیبی من
اولین بار بود اینجوری صدام میزد به خاطر همین خجالت کشیدم ..
جیمین خندید و گفت: خجالت کشیدنتم برام قشنگه ❤️
ذوق کردم و خجالت رو گذاشتم کنار و منم پیش قدم شدم ..و ل..بش رو بوسیدم ...میخواستم عقب بکشم که جیمین سرمو گرفت و اجازه نداد ..محکم ..و تند ل..بام رو میخورد ..و باعث نا..له های خفیف من میشد..
ا/ت: اهههه ...ج...جیمین
جیمین : جون دلم؟...چی میخوای نفسم ..چی میخوای ا/ت بگو بهم
ا/ت: ..ت...تورو میخوام اههههه
جیمین : منممم خیلی زیاد میخوامت ...
با صدای نامجون بقیه حرفش نصفه موند ...و منی که الان دلم میخواست نامجون رو ریز ریز کنم😂
نامجون: بچه ها بیام تو؟
جیمین دوباره گذاشتم زمین ..
جیمین: بفرمایید
نامجون امد تو وبه من و جیمین نگاه کرد و امد روی مبل نشست
نامجون: جیمین فکر کنم دیگه تا الان بهش گفته باشی آره؟
(داشتن راجب چی حرف میزدم😐)
جیمین: آره به پسرا بود امشب شام مهمون من ...نامجون خوشحال بلند شد و از جیمین تشکر کرد و به من چشمکی زد و رفت بیرون
ا/ت: توضیح...😐
جیمین : نامجون میدونست میخوام بهت اعتراف کنم
ا/ت: واقعا ...پس از عمد گفتی فیلم ببینیم؟
جیمین: آری😁
ا/ت: از دست تو...
و پایان❤️
#جیمین
ادامه)
میخواستم جوابشو بدم که یه دفعه در باز شد و کوک امد توی اتاق ..
کوک: جیمین تو اون لباس...اممم
با حضور کوک توی اتاق تو شوک خیلی بدی فرو رفتم ..جیمین اخم کرد و منو گذاشت روی مبل
جیمین: بهت یاد ندادن در بزنی ؟
کوک: اممم ...چیزه ..من ..خوب من دیگه باید برم ...خدافظ
و رفت بیرون ....خاککک تو سرم الان میره به بقیه هم میگه 🤦♀
جیمین امد سمتم من سرمو انداختم پایین ..دست*ش رو گذاشت رو چونم و مجبورم کرد بیارم بالا
جیمین: ا/ت....یه چیزی بگم ..قبول میکنی ؟
سرمو تکون دادم که ادامه داد...
جیمین: ا/ت ...راستش من..خیلی دوست دارم ..میشه قبول کنی با من قرار بزاری؟
با حرف جیمین انگار برق بهم وصل شد ....اون....واقعا میخواست دوست دخترش بشم...پشماممممم
ا/ت: ...جیمین آخه ...کمپانی
جیمین: مشکلی نیست راب*طمون مخفی میمونه تا تو زمان مناسب اعلام کنیم ...قبول؟
ا/ت: آره
اینو که گفتم جمین لبخند بزرگی زد و امد روی مبل نشست و دوباره منو رو*ی پا*ش گذاشت ...
جیمین: نمیدونی چقدر منتظر این لحظه ها بودم
تا خواستم حرفی بزنم با گاز*ی که از گر..دنم گرفت دهنم بسته شد و ترکیبی از لذ*ت و درد در بدنم پخش شد ...
ا/ت: آهههههه
جیمین: جونم ...بیبی من
اولین بار بود اینجوری صدام میزد به خاطر همین خجالت کشیدم ..
جیمین خندید و گفت: خجالت کشیدنتم برام قشنگه ❤️
ذوق کردم و خجالت رو گذاشتم کنار و منم پیش قدم شدم ..و ل..بش رو بوسیدم ...میخواستم عقب بکشم که جیمین سرمو گرفت و اجازه نداد ..محکم ..و تند ل..بام رو میخورد ..و باعث نا..له های خفیف من میشد..
ا/ت: اهههه ...ج...جیمین
جیمین : جون دلم؟...چی میخوای نفسم ..چی میخوای ا/ت بگو بهم
ا/ت: ..ت...تورو میخوام اههههه
جیمین : منممم خیلی زیاد میخوامت ...
با صدای نامجون بقیه حرفش نصفه موند ...و منی که الان دلم میخواست نامجون رو ریز ریز کنم😂
نامجون: بچه ها بیام تو؟
جیمین دوباره گذاشتم زمین ..
جیمین: بفرمایید
نامجون امد تو وبه من و جیمین نگاه کرد و امد روی مبل نشست
نامجون: جیمین فکر کنم دیگه تا الان بهش گفته باشی آره؟
(داشتن راجب چی حرف میزدم😐)
جیمین: آره به پسرا بود امشب شام مهمون من ...نامجون خوشحال بلند شد و از جیمین تشکر کرد و به من چشمکی زد و رفت بیرون
ا/ت: توضیح...😐
جیمین : نامجون میدونست میخوام بهت اعتراف کنم
ا/ت: واقعا ...پس از عمد گفتی فیلم ببینیم؟
جیمین: آری😁
ا/ت: از دست تو...
و پایان❤️
- ۲۸.۸k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط