#part_13

#part_13
#طاها
با رها داشتیم تو خیابونا قدم میزدیم که گوشیم زنگ خورد
شکیب بود جواب دادم
طاها-بله؟
شکیب-کجایی تو؟
طاها-تو خیابونا ول میچرخم
شکیب-منو مبین فلایر اومدیم کافه توهم پاشو بیا
طاها-تنها نیستم
شکیب-عجب...تو مخ زدی؟ از کی تاحاال؟
طاها-دوستمه
شکیب-خو با دوستت پاشو بیا
طاها-اوکی اومدم
گوشیو قطع کردم
نمیدوم فازم چی بود گفتم رها دوستمه
اخه این مفسد کرمو آب زیر کاه کجاش به دوست من میخوره
اصال مگه من مغز خر خوردم که با این دوست شم؟
بیخی بابا خودت عصبی نکن
یه زری زدی دیگه
دست رها رو کشیدم
طاها-بیا بریم
رها-کجا؟
طاها-میریم پیش دوستای من
رها-اما من میخوام با نازی برم بیرون
طاها-منم میخوام با دوستام باشم
رها-خو پس جدا شیم
طاها-اوکی بعد اون وقت اگه ننم یا ننت زنگ زد بگیم کجاییم؟
رها-کتابخونه دیگه
طاها-بعد اگه گفتن گوشیو بدیم به اون یکی چی بگیم
رها_به اینجاش فکر نکردم دیگه
طاها-اما من فکر کردم....و به این نتیجم رسیدم که تو باید باهام بیای
رها-من وسط رفیقای تو چیکار کنم؟
کالفه دستمو کشیدم تو موهام
طاها-باهوش میتونی زنگ بزن به نازی هم بگی بیاد اونجا
رها-اره راس میگیا
خدایا به عالوه رو مخیش خنگم هس
و جذاب
زر نزن طاها😐
#شکلات_تلخ
دیدگاه ها (۰)

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

رفتار سرد

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

𐙚 پارت ¹ | ویو نامراروی نیمکت نشسته بودم. هوا خنک بود و باد ...

#part_101#نازیتو فرودگاه منتظر بچه ها بودیم که بیان مبین-عیا...

#part_132#شکیبداشتم غذا ها رو حساب میکردم که پیام اومد برام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط