{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقم به تو پارت ۴

عشقم به تو پارت ۴

سمت آلما و گروهش

نیلانا: پس کی میرسیم
آلما: نیلانا انقدر غر نزننننن
دمیت: اصلا می خوام برم به هندرسون بگم یه استلا برای بیشترین غر در یک روز بهش بده
آلما: مطمئن باش بیشتر از این هم میشه
نیلانا : نه واقعا کی میرسیم
آلما و دمیت: خفه شوووووو‌ دیگه
نیلانا: اوه اوه دوتا شیپ گرامی صدا شون در اومد
آلما: نیلانا خفه میشی یا از همیجا پرتت کنم پایین

نیلانا : نه ممنون خفه میشم
آلما: بیا این همه غر غر کردی رسیدم
نیلانا با سرعت نور رفت پرچمو گذاشت سر جاش
دمیت: خب اولین نفر بودیم
یهو از اون ور آنیا و گروهش رسیدن
دامیان بکی آنیا: عععععع اینا که زودتر رسیدن
دمیت و نیلانا و آلما: خب زودتر می اومدین

بکی رفت پرچمو گذاشت سر جاش

گروه های بعد هم اومدن

پرچم هر گروه متفاوت بود

بعداز تمام شدن مسابقه

هندرسون اومد و یه سری مراقب گذاشته (اونجایی که پرچما رو می ذارن)که بچه ها تقلب نکنن

هندرسون: خب بچه ها
گروه اول دمیتروس دزموند نیلانا بلکبل آلما فورجر
گروه دوم دامیان دزموند بکی بلکبل آنیا فورجر
گروه سوم الاغ عوضی خر اشغال دهن سرویس عنونه
به این سه گروه تبریک میگم برد با ظرافتی بود ونفری یه استلا میگیرید
بکی آنیا دامیان: بالاخرهههههه

آنیا: هورااا آنیا هم دانش آموز امپراتوری شد
بکی: الان دیگه میتونیم بریم تو کلبههه
هندرسون: بچه هایی که الان دانش آموز امپراتوری شدن تا پایان اردو تو چادر می مونم
بکی دامیان آنیا: 🫥🫥🫥
نیلانا دمیت آلما: 😁😝

الان شبه ساعت ۹:۵۹

نیلانا: حوصلم سر رفتههههه
آلما: منممم
دمیت: بریم بیرون بچرخیم
نیلانا آلما: ارهههههه، ولی بهمون گیر نمیدن
دمیت: نه
آلما: خب پس بریم

نیلانا(خب الان بهترین موقیعت که این دوتا رو بهم برسونم)
آلما ذهن نیلانا رو خوند
آلما(اگه کار اضافه ایی بکنی همونجا چالت می کنم)

``آنیا دامیان بکی خوابن
دیدگاه ها (۱)

عشق پنهان

گل لیلیوم پارت ۵خبر مهمی دارمگروه برنده ، نفری یک استلا می گ...

جزعیات رمانم🩷

عشقی حقیقی

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

P17F2بعد از چند ساعت رسیدن به ادنامیل:بکی پاشو رسیدیمبکی:پاش...

دروغی که واقعی شد

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط