{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P17

P17
F2

بعد از چند ساعت رسیدن به ادن

امیل:بکی پاشو رسیدیم
بکی:پاشدم هااا(خمیازه)

لوسی:پاشید مرغ های عاشق(اشاره به دامیان،انیا)

بچه ها پیاده شدن و راه افتادن و هر کس رفت خونه خودشون

ویو فورجر ها

اندر:سلام من اومدن
لوید،یور:اندر(داد)
اندر:ها بله😳
یور:تو میدونستی....که انیا داخل سازمان پلیسی کار میکنه؟😡
لوید:و جاسوسی؟😡
اندر:اره بابا حتی تو کار سابق تو هم هست مامان(چی گفتم الان میرن کله انیا رو میکنن=ای اندر خنگ چرا از دهنم درفت)
یور:چ..ی..ی
لوید:....خوب لامصبا از اول می گفتین دیگه
اندر:😳چی؟

گذشت تا فردا تو مدرسه

کاران:خوب بریم برا ادامه

ویو فیلم

انیا بی حال با صورتی قم گین اومد سره کلاس
(فیلم برداری)
دامیان دیدش و روشو برد اونور
سنسی:فورجر برید بشینید پیش بلک بل
انیا ذهن:دلم برا فورجر تنگ شده بود🫠
انیا رفت پیش بکی نشست
بکی رو یک ورق نوشت
بکی:چی شده فورجر با عشقت دوا کردی؟😏
انیا:تو خفه😡(تو ورق)
بکی یه خنده ای میکنه

تا زنگ(هنوز تو فیلم هستن)

لوکاس داشت با انیا حرف میزد که دامیان رسید
دامیان:خیره؟😡
لوکاس:دامیا-
انیا:خیره یعنی چی؟(عصبی)
دامیان روشو میکنه اونور
انیا:😏ترسو،فقط بله قیافه بگیره؟(اشاره به دامیان و سوالش از لوکاس پرسید)
لوکاس:انیا-
دامیان سریع میاد پیش اونا و با داد میگه:به توچه😡
انیا:با من درست حر-
دامیان:حرف نمی-
که انیا یه سیلی محکم به دامیلن میزنه
انیا:دفه اخرت باشه سره من داد میزنی

تا بعد خدافظ اینا تو فیلم بودا

****
دیدگاه ها (۱۱)

عشق پنهان

ادامهه چون لایکاش زیاد شده بود

ادامه پسرا داشتن میرفتن سالن که ویو انیا تو راپله بودیم که د...

تو منو دوست داری ؟پارت ۱۹ویو انیاوارد مدرسه که شدمبکی: انیا ...

جزعیات رمانم🩷

پارت ۱ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]لوید : انیا عزیزم پاشو دیرت میشه...

P13F2الان سه روز میگذره و انیا حالش خوب شده ویو تو مدرسه هند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط