- در حالیکه ِ ك چشماش پر اشك بود گفت :

- در حالیکه ِ ك چشماش پر اشك بود گفت :
من دیگه تورو انتخاب نمیکنم !
من بار ها بین خودم و تو ، تورو انتخاب کردم . .
و تو نفهمیدی ؛
اولویت رو روی حال تو گذاشتم ولی تو اهمیت ندادی !
همه وقتمو صرف با تو بودن کردم ؛
و تو کنار من بودنو به کوچیک ترین چیزا فروختی !
من بهت برنمیگردم . .
چون دیگه از خودم هیچی نمونده ؛ من باید
به داد خودم برسم !(=
دیدگاه ها (۰)

رقص مرگ و عشقp¹⁰دستشو آروم برداشت_برو...بیرون+عامم خبدوباره ...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part75من:میخوام برم خونمونآراد:خیلی خوب میبرم...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

پارت ۴ ویو ا.ت با نوازش دستایی روی موهام چشمام رو باز کردم ت...

اسامی شرکت کنندگان :https://wisgoon.com/the_clown-92https://...

چند پارتی (درخواستی)

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط