{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...

*گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو دنیای منی...
گفتی: به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی

گفتی: به امیدم نباش، من یک شب دلخسته ام
گفتم: نمی دانی  مگر؟  امید  فردای  منی

گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم: تو اما مرهم این قلب  تنهای منی

گفتی: چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
گفتم : هنوزم در غزل،  آبی  دریای  منی

گفتی: هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
گفتم: دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی

گفتی: چه فرقی می کند، باشم کنارت یا که نه؟
گفتم: نمی دانی  مگر؟ امروز و فردای منی

گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
گفتم: که مجنون بوده ام از وقتی  تو عشق منی

یک کوچه لبریز غزل ، ما هر دو درگیر سوال
گفتی: مگر من کیستم؟ گفتم: تو؟دنیای منی…!
دیدگاه ها (۲۷)

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀*رزا*با ...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

داستان عاشقانه جدید

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط