🐺بابل چان:

🐺بابل چان:


🐺: پانزدهمین سالگرد پیوستن به JYP

🐺: نمی‌دونستم از اون سن قراره تو یه شرکت باشم هاه‌ها

🐺: قطعاً از تفاوت فرهنگی خیلی تعجب کردم هاه‌ها

🐺: یادمه خیلی کتک می‌خوردم هاهاهاهاهاهاه

🐺: قبلاً خیلی وقتا الکی سرزنش می‌شدم هاه‌ها

🐺: اون موقع‌ها حتی به پدر و مادرم هم نمی‌گفتم

🐺: ولی یه مدت پیش بهشون گفتم و اونا گریه‌شون گرفت
🐺: می‌گفتن که متأسفن...

(بمیرم برات🫠)
(وایسا ببینم یعنی بچه رو کتک میزدن تو کمپانی؟؟!!)

ولی با این حال، فکر می‌کنم خوب تحملش کردم هاه‌ها
نکنه به خاطر همینه که تبدیل به یه «بومر» شدم…؟ هاه‌ها

( من هم دارم گریه میکنم چه برسه به اونا که پدر مادرتن)
اخیراً با هیونگ‌های 2PM هم دیدار داشتم ㅋㅋㅋㅋ
هیونگ‌ها خیلی خفنن…
دلم می‌خواد برم کنسرتشون

#straykids_stay_8
دیدگاه ها (۳)

دوقلو های افسانه ای

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه...

پدر خوانده فصل دو

Pat:11اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . می خواستم وارد اتاق بشم ک...

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگکوک:اما پدر جئون...

داخل کلاس ما یه اکیپی هست که همیشه به بقیه زور میگن و من خاک...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

یه مدتی بود آقا ابراهیم به خواب کسی نمی‌اومد،خیلی پریشون بود...

چند پارتی Pat : 1اسم : وقتی بهت سیلی میزنهنشانه ا.ت : (*)نشا...

‏🐺[۲۱:۲۵ به وقت کره]آهجدیخیلیخوشحالمㅠاون* انقدر اجرای زنده‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط