خسته تر از همیشه
خسته تر از همیشه
پرده می گشایم
از درب آسمان بی ستاره
که رنگ مهتابش
پریده......
کجای قصه گم شده ای
که اینچنین بی پروا
ریشه ی کهنه دلتنگی را
تا انتهای دنیا
همپای شبانه هایم کرده ای.....
زیر سقف کدام ترانه
پنهان شدی
که شاعرانه هایم را
در سکوت همیشگی
انکار می کنی....
من
تو را
در کدام صحنه
پشت کدام دیوار
زیر کدام آوار
قاب کرده ام
که تنها لبخند میزنی
و هرگز جلوتر از یک خواب
نیامدی.....
خسته تر از همیشه
برگ های خیال را می بندم
و گنج تو را
در اعماق رنگی ترین رویا
به دست زمان می سپارم.....
شاید
یک روزی
یک جایی.......
پرده می گشایم
از درب آسمان بی ستاره
که رنگ مهتابش
پریده......
کجای قصه گم شده ای
که اینچنین بی پروا
ریشه ی کهنه دلتنگی را
تا انتهای دنیا
همپای شبانه هایم کرده ای.....
زیر سقف کدام ترانه
پنهان شدی
که شاعرانه هایم را
در سکوت همیشگی
انکار می کنی....
من
تو را
در کدام صحنه
پشت کدام دیوار
زیر کدام آوار
قاب کرده ام
که تنها لبخند میزنی
و هرگز جلوتر از یک خواب
نیامدی.....
خسته تر از همیشه
برگ های خیال را می بندم
و گنج تو را
در اعماق رنگی ترین رویا
به دست زمان می سپارم.....
شاید
یک روزی
یک جایی.......
- ۱.۵k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط