{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«من زنده ام»

«من زنده ام»

پاهای خسته ام را از اسارت کفش ازاد میکنم. قدم بر گستره ی سبز دشت می نهم. چمن‌های مخملی زیر پاهای برهنه ام به حرکت در می‌آیند گویی میتوانند روحم را لمس کنند. ناخودآگاه لبخند بر لب هایم می نشیند. نفسی عمیق می‌کشم و شمیم دل‌انگیز طبیعت را به وجود خود دعوت می‌کنم. رایحه‌ای که از قلبم گذر کرده و در تار و پود روحم می پیچد. کاش می‌شد نفسم را حبس کنم تا این عطر را در وجود خویش محصور گردانم. نگاهم را به چشمان خمار آسمان می‌دوزم. مرواریدی چکیده و به نرمی روی گونه‌ام فرود می‌آید. سرمای ملایمی در هوا می‌خَرامد و چو نگارگری چیره‌دست، نقش هایی سرخگون بر بوم صورتم می‌نشاند. دستانم را میان شاخه‌های سبز درختان به گردش در می‌آورم و بر گونه‌ی گلگون شکوفه‌ها می‌کشم. درختان، دست به سوی آسمان، تمنای باران دارند و ابرهای تیره رسیدن یاری را مژده می‌دهند. باد به آرامی می‌وزد و تارهای بی پروای گیسوانم را به رقص وامی‌دارد. حس می‌کنم من نیز جزئی از این هارمونی زیبا هستم. روح طبیعت را کنار خود احساس می‌کنم. همقدم با من، سکوت دشت را فریاد می‌زند. نوایی که می‌گوید: «من زنده‌ام».
چشم‌هایم را می‌بندم و خود را به آغوش مادر زمین می‌سپارم.



#افکار_آبی
دیدگاه ها (۱۸)

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

Twenty four

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

پاییز فصل دلدادگی و عاشقی است، دوست داشتنی‌ترین فصلی که دلم ...

پاییز فصل دلدادگی و عاشقی است، دوست داشتنی‌ترین فصلی که دلم ...

پاییز فصل دلدادگی و عاشقی است، دوست داشتنی‌ترین فصلی که دلم ...

اینک زمان شکفتن است؛ با بال هایی که تمام وسعت آسمان را به بن...

دلم یک دشت میخواهد دراز به دراز بیفتم وسطش خودم تنهای تنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط