p⑤

ک یهو صدای تپش قلش از دستگاه شنیده شد
همه ی نفس راحت کشیدیم و اون پسر جوون رو اوردن تا بهش خون بده
دکتر رو ب شوگا: بیا اینجا دراز بکش

ویو شوگا

رفتم روی تختی کنار یوهی و دراز کشیدم ک ی سوزن و سرم بهم وصل کردن اون سرش هم ب دست یوهی وصل کردن (اگر اشتباه گفتم و اینجوری نیست ب بزرگی خودتون ببخشید😐)
ی نگاهی ب یوهی ک بیجون روی تخت افتاده بود کردم فقط ی ملافه ابی مایل ب سفید روش انداخته بودن
موهاش داخل ی کلاه توری بود ک چند تا تار از موهاش افتاده بود روی صورتش
دلم براش سوخت توی اون وضعیت وقتی دیدمش خیلی ناراحت شدم
خوب شد ک جیمین توی این حالتش نمیبینش
وگر ن اونم حالش بد تر از من میشد
خودش هم الان حالش چندان خوب هم نیست

پرش زمانی


ویو جیمین


بالاخره یوهی رو بردن داخل بخش و منن رفتم پیشش پسرا هم اولش اینجا بودن اما بعد یک ساعت رفتن تا دور یوهی زیاد شلوغ نباشه
جیمین: یوهی...... عشقم....... میشه دیگه بیدار بشی؟ هوم؟....... لطفا... من بدون اون چشمات نمیتونم دووم بیارم....... توروخدا چشاتو باز کن...... ببین من اینجام، پیشتم *درحالی ک موهاتو نوازش میکرد و بغض داشت*


بقیشم بزارم؟
فکر کنم پارت بعد اخری باشه دیگه😊
دیدگاه ها (۹)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

lost leaves/رمان جیمین

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط