(دوست داشتنی) پارت37

(دوست داشتنی) پارت37

ا.ت: چی من بودم
داری شوخی میکنی
برای اینکه فقط بمونم
تهیونگ: چرا باید شوخی
کنم از همون ده سالگی دوست
داشتم ولی روم نمیشد بهت
بگم واقعا وقتی
دوباره هم که پیدات
کردم خیلی خوشحال
شدم خواستم سریع تر
بهت بگم ولی گفتی سوبین
رو دوست داری
ا.ت: الان منظورت اینه
که منو دوست داری
تهیونگ: آره من میدونم
تو منو دوست نداری
و دوست داری بری
ولی نرو بمون اصلا
فکر کنی هیچی بهت
نگفتم مثل قبلا دوتا
دوست باشیم
ا.ت: تو از کجا
میدونی دوست ندارم
تهیونگ: تو که گفتی
یکی دیگه رو دوست
داری
ا.ت: ببینمت داری گریه
میکنی گریه نکن عزیزم
بیا بغلم قشنگم
تهیونگ: الان با منی
ا.ت: آره منم دوست دارم
تهیونگ: میدونم داری دروغ
میدی فقط میخوای من ناراحت
نباشم
ا.ت: نه عزیزم چرا باید
دروغ بدم اخرین باری
که دیده بودمت پنج سالم
ولی همیشه اینجا بفکرت بودم
که یه روز برمیگردی یا نه
و یه بوسه کوچولو زد به
سرم
تهیونگ: پیشم میمونی
ا.ت: البته که پیش دوست
پسر قشنگم میمونم
تهیونگ: یعنی ما الان
باهمیم
ا.ت: البته
تهیونگ: منو دوست داری
ا.ت: آره

#تهیونگ
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو باچیرا پارت دوم

@jim_fic_btsآهای فسقلی من،من که میدونم چیزایی که بهم گفتی در...

سناریو کورو پارت اخر

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو میتسویا پارت ۲

سناریو مایکی پارت اخر

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط