فبک_سناریو_تهیونگ
part 7
آیو:از اینکه باهام حرف زدید ممنونم ❤( اشاره به جین)
بچه ها یعنی اینو بگم که بدونید وقتی که هان و هیونجین اومدن کل دخترا داخل بودن اونا گفتن اونا هم رفتن بعد داشتن کار ها رو انجام میدادن که یکی از اعضا گفت بیاید باهم حرف بزنیم از خدا خاسته بعد اینا هم رفتن و گرم گرفتن.
پسرا بالاخره از کافه اومدن بیرون و بعد تهیونگ از ا/ت خداحافظی کرد حالا اعضا میخوان برن پیش نامجون
ویو نامجون
داشتم از کتاب مورد علاقم لذت میبردم بعد صدای در رو شنیدم خدا خدا میکردم اعضا نباشن و از خدا ممنونم اعضا بودن مثل اینکه کارم داشتن
اعضا:سلام نامی جون
نامجون:سلام 👋ولی شما جون بهم میگید یعنی کارم داری بگید سریع میخوام کتاب بخونم
اعضا:خب.........( نامجون نذاشت ادامه بده)
نامجون:بذار حدس بزنم احتمالا کارتون گیره یا دسته گل به آب دادید و یا که امیدوارم این مورد نباشه عاشق شدید کدومه؟( آفرین 🎉نامی زرنگ آخری درسته)
جیمین:نمیدونم بگم خوشبختانه یا متسفانه ولی گزینه آخر 😁
نامجون :خدایااااااااااا بگو عاشق کی شدی؟
-بهتره بگیم بگید عاشق کی شدید
نامجون:یعنی همتون باهم عاشق یکی شدید؟
اعضا:بله ✅
نامجون :خب فردا ببرید ببینم کی هستن خداقل اسماشون رو بگید
-ا/ت
جیمین:تینا
جین:آیو
شوگا:آسا
جونگ کوک:نینا
نامجون:پشمام شوگا توهم عاشق شدی؟( با تعجب )
شوگا :بله ✅ همشون خیلی خوشگل هستن
جیمین:فقط باید بدونیم کجا زندگی میکنن
ویو ا/ت
اعضا بالاخره رفتن از کافه ما هم مشتریا رو راه انداختیم و کار ها رو انجام داده بودیم و حاضر شدیم که بریم بیرون یعنی خونه
+خسته شدم فقط بریم بخوابم
تینا:تنبل خوشحال نیستی امروز اعضا کنارمون بودن
+آها راستی یه چی میگم دلاتون بسوزه
همه:چی میخوای بگی؟
+تهیونگ منو بغل کرد( بعد که حرفش تموم شد زبون درازی کرد)
آیو:واقعا خب پس به آرزوت رسیدی ولی کاشکی جین هم منو بغل میکرد
+شاید دفعه ی بعدی شد الان بیاید بریم
فردا🌞🌞🌞🌞🌞
+................
لایک یادت نره
نظر هم بده راستی چرا ایده اسم برای این فیک نمیدید؟
آیو:از اینکه باهام حرف زدید ممنونم ❤( اشاره به جین)
بچه ها یعنی اینو بگم که بدونید وقتی که هان و هیونجین اومدن کل دخترا داخل بودن اونا گفتن اونا هم رفتن بعد داشتن کار ها رو انجام میدادن که یکی از اعضا گفت بیاید باهم حرف بزنیم از خدا خاسته بعد اینا هم رفتن و گرم گرفتن.
پسرا بالاخره از کافه اومدن بیرون و بعد تهیونگ از ا/ت خداحافظی کرد حالا اعضا میخوان برن پیش نامجون
ویو نامجون
داشتم از کتاب مورد علاقم لذت میبردم بعد صدای در رو شنیدم خدا خدا میکردم اعضا نباشن و از خدا ممنونم اعضا بودن مثل اینکه کارم داشتن
اعضا:سلام نامی جون
نامجون:سلام 👋ولی شما جون بهم میگید یعنی کارم داری بگید سریع میخوام کتاب بخونم
اعضا:خب.........( نامجون نذاشت ادامه بده)
نامجون:بذار حدس بزنم احتمالا کارتون گیره یا دسته گل به آب دادید و یا که امیدوارم این مورد نباشه عاشق شدید کدومه؟( آفرین 🎉نامی زرنگ آخری درسته)
جیمین:نمیدونم بگم خوشبختانه یا متسفانه ولی گزینه آخر 😁
نامجون :خدایااااااااااا بگو عاشق کی شدی؟
-بهتره بگیم بگید عاشق کی شدید
نامجون:یعنی همتون باهم عاشق یکی شدید؟
اعضا:بله ✅
نامجون :خب فردا ببرید ببینم کی هستن خداقل اسماشون رو بگید
-ا/ت
جیمین:تینا
جین:آیو
شوگا:آسا
جونگ کوک:نینا
نامجون:پشمام شوگا توهم عاشق شدی؟( با تعجب )
شوگا :بله ✅ همشون خیلی خوشگل هستن
جیمین:فقط باید بدونیم کجا زندگی میکنن
ویو ا/ت
اعضا بالاخره رفتن از کافه ما هم مشتریا رو راه انداختیم و کار ها رو انجام داده بودیم و حاضر شدیم که بریم بیرون یعنی خونه
+خسته شدم فقط بریم بخوابم
تینا:تنبل خوشحال نیستی امروز اعضا کنارمون بودن
+آها راستی یه چی میگم دلاتون بسوزه
همه:چی میخوای بگی؟
+تهیونگ منو بغل کرد( بعد که حرفش تموم شد زبون درازی کرد)
آیو:واقعا خب پس به آرزوت رسیدی ولی کاشکی جین هم منو بغل میکرد
+شاید دفعه ی بعدی شد الان بیاید بریم
فردا🌞🌞🌞🌞🌞
+................
لایک یادت نره
نظر هم بده راستی چرا ایده اسم برای این فیک نمیدید؟
- ۱۱.۹k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط