part 𝟒𝟑
part 𝟒𝟑
[۴ ماه بعد]
بورام تقریبا همون بورام قبلی شده و شاد تره، ولی یکم
اون توی روز تولدش فقط گریه میکرد
البته منم جاش بودم توی روز تولدم گریه میکردم
امشبم میخوایم بریم شهربازی
جونگکوک: اماده اید؟ ساعت ۸ شده هاااا
بورام: اومدییییممممم
بورام از پله ها داشت میدوید پایین
ا.ت: وای بورام نیوفتیییی
بورام: نه من نمیوفتم
و بعدش پای بورام لیز خورد و افتاد و بعدش شروع کرد به گریه کردن
جونگکوک سریع رفت پیشش و بغلش کرد و موهاشو نوازش کرد
جونگکوک: هیششش چیزی نشده، چیزی نشده
بعد چند مین گریه های بورام ارومتر شد
جونگکوک: الان بهتری؟
بورام: اوهوم
دستشو گرفت و سوار ماشین شدیم
جونگکوک: خببب کی امادست بریم شهربازییی؟؟؟
بورام: منننن
وقتی رسیدیم یکم سرگیجه داشتم ولی با خودم گفتم شاید مال اینه که جاده خیلی پیچ داشت بخاطر همین اهمیت ندادم
بورام: بدو بدو بریممم
دست جونگکوک رو گرفت و دوید توی شهربازی
وقتی جونگکوک منو دید گفت...
جونگکوک: ا.ت خوبی؟
ا.ت: اره فقط یکم سرگیجه دارم، من یکم میشینم تو و بورام برید
جونگکوک: میخوای پیشت بمونم؟ یا میخوای برگردیم
ا.ت: نه نمیخواد، برو پیش بورام
جونگکوک: اگه حالت بدتر شد بهم بگو
ا.ت: باشه
روی یکی از نیمکتا نشستم و جونگکوک و بورام رفتن
یکم رفتم توی گوشیم
بعد ۱۵ مین یه مرد اومد کنارم نشست
بهش اهمیت ندادم و حتی نگاهشم نکردم
جیهون: اون بچه کیه؟
ا.ت:جیهون؟ بازم تویی؟ مگه بهت نگفتم از زندگیم برو بیرون؟ ما یه زمانی فقط دوست بودیم، نه بیشتر، ازم خاستگاری کردی، جواب منفی دادم، زنگ زدی، پیام دادی، گفتم از زندگیم برو بیرون، الان چرا اینجایی؟
جیهون: لعنتی نمیتونم ازت دل بکنم، دوست دارم، میخوام مال من شی
ا.ت: اگه دوستم داشته باشی باید بزاری هرکاری دلم میخواد کنم تو دیگه داری جاسوسیمو میکنی، اگه دوستم داشته باشی باید بزاری خودم انتختب کنم کی رو دوست داشته باشم
جیهون: نمیتونم... واقعا نمیتونم
از کنارش بلند شدم ولی دنبالم اومد
جیهون: ا.ت من بدون تو نمیتونم باور کن
برگشتم سمتش و بهش گفتم
ا.ت: من میتونم، فکر کن ا.ت هیچوقت توی زندگیت نیومده برو دنبال یه دختر دیگه
بعدشم رفتم
دیگه دنبالم نیومد
بعد از ۳۰ مین جونگکوک با بورام اومدن پیشم
جونگکوک: بهتری پرنسسم؟
ا.ت: اره، بورام بازی کردی؟
بورام: اره با کوکی کلییی خوش گذشتتت
حتی بورام هم عادت کرده بود به جونگکوک بگه کوکی
وقتی میگفت کوکی یاد بچگی خودم می افتادم
ادامه توی کامنتا....
[۴ ماه بعد]
بورام تقریبا همون بورام قبلی شده و شاد تره، ولی یکم
اون توی روز تولدش فقط گریه میکرد
البته منم جاش بودم توی روز تولدم گریه میکردم
امشبم میخوایم بریم شهربازی
جونگکوک: اماده اید؟ ساعت ۸ شده هاااا
بورام: اومدییییممممم
بورام از پله ها داشت میدوید پایین
ا.ت: وای بورام نیوفتیییی
بورام: نه من نمیوفتم
و بعدش پای بورام لیز خورد و افتاد و بعدش شروع کرد به گریه کردن
جونگکوک سریع رفت پیشش و بغلش کرد و موهاشو نوازش کرد
جونگکوک: هیششش چیزی نشده، چیزی نشده
بعد چند مین گریه های بورام ارومتر شد
جونگکوک: الان بهتری؟
بورام: اوهوم
دستشو گرفت و سوار ماشین شدیم
جونگکوک: خببب کی امادست بریم شهربازییی؟؟؟
بورام: منننن
وقتی رسیدیم یکم سرگیجه داشتم ولی با خودم گفتم شاید مال اینه که جاده خیلی پیچ داشت بخاطر همین اهمیت ندادم
بورام: بدو بدو بریممم
دست جونگکوک رو گرفت و دوید توی شهربازی
وقتی جونگکوک منو دید گفت...
جونگکوک: ا.ت خوبی؟
ا.ت: اره فقط یکم سرگیجه دارم، من یکم میشینم تو و بورام برید
جونگکوک: میخوای پیشت بمونم؟ یا میخوای برگردیم
ا.ت: نه نمیخواد، برو پیش بورام
جونگکوک: اگه حالت بدتر شد بهم بگو
ا.ت: باشه
روی یکی از نیمکتا نشستم و جونگکوک و بورام رفتن
یکم رفتم توی گوشیم
بعد ۱۵ مین یه مرد اومد کنارم نشست
بهش اهمیت ندادم و حتی نگاهشم نکردم
جیهون: اون بچه کیه؟
ا.ت:جیهون؟ بازم تویی؟ مگه بهت نگفتم از زندگیم برو بیرون؟ ما یه زمانی فقط دوست بودیم، نه بیشتر، ازم خاستگاری کردی، جواب منفی دادم، زنگ زدی، پیام دادی، گفتم از زندگیم برو بیرون، الان چرا اینجایی؟
جیهون: لعنتی نمیتونم ازت دل بکنم، دوست دارم، میخوام مال من شی
ا.ت: اگه دوستم داشته باشی باید بزاری هرکاری دلم میخواد کنم تو دیگه داری جاسوسیمو میکنی، اگه دوستم داشته باشی باید بزاری خودم انتختب کنم کی رو دوست داشته باشم
جیهون: نمیتونم... واقعا نمیتونم
از کنارش بلند شدم ولی دنبالم اومد
جیهون: ا.ت من بدون تو نمیتونم باور کن
برگشتم سمتش و بهش گفتم
ا.ت: من میتونم، فکر کن ا.ت هیچوقت توی زندگیت نیومده برو دنبال یه دختر دیگه
بعدشم رفتم
دیگه دنبالم نیومد
بعد از ۳۰ مین جونگکوک با بورام اومدن پیشم
جونگکوک: بهتری پرنسسم؟
ا.ت: اره، بورام بازی کردی؟
بورام: اره با کوکی کلییی خوش گذشتتت
حتی بورام هم عادت کرده بود به جونگکوک بگه کوکی
وقتی میگفت کوکی یاد بچگی خودم می افتادم
ادامه توی کامنتا....
- ۶.۸k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط