⛓🖇my dady🖇⛓ p.33

پس بگو چرا فامیلیامون یکی بود برگشتم عقب کمار مامان بابام وایسادم

ا.ت:بفرفایید بشینید(لبخند مصنوعی)
زن عموی ا.ت:حتما

رفتیم رو مبل نشستی و اون کره خر امد کنارم

جیمین:فک کنم اینجا هم باید باهم سرو کله بزنیم (اروم )

ا.ت:خفه شو حصلتو ندرم(سرد"اروم")


عموی ا.ت:همدیگرو میشناسید ؟

ا.ت تا خواست جواب بده جیمین حرف زد

جیمین:عاره بابا خیلی وقته و از تو مدرسه هم بغل دستیم و هم تو یه اتاقیم تو خوابگاه و دیشبم ک با من و بچه باهم بیرون بودیم

ا.ت:ولی متاسفانه باهم خوب نیستیم(چشم غره)

ا.ت:عوم خوب من گفتم میز صبحانه بچینن بیاید بریم

ب سمت میز رفتیم و نشستیم جیمینم کنارم نشست وای حالام ازش بهم میخوره چندش نچسب ولی انگار میخاست یه چیزی بگه
شروع کردیم ب خوردن و داشتیم شیرامونو میخوردیم مامان بابا هامونم داشتن حرف میزدین ک گوشیم انگار روش پیام امد برش داشتم

*ناشناس

:ب مامان و بابام نگو دختر بازم دوس ندارم بدونن

ا.ت:عع حالا ک گفتی تازه یادم اومد راجبع این مسئله باهاشون حرف بزنم

گوشیم و گذاشتم زمین و جیمین با حالت سوالی نگام میکردم
اهمی گفتم ....
ا.ت:خوب میخوام راجبع یه مسئله ای باهاتون صحبت کنم

پ.ا.ت:بگو دخترم

از جیمین معلوم بود داره از استرس میمیره

ا.ت:اتاقای عمو اینا حاضر کردید؟ (با پوزخند و برگشتن سمت جیمین)

جیمین نفس اسوده ای کشید و ا.ت دوباره نگاهشو داد ب باباش

پ.ا.ت:عوم اره ولی اتاق جیمین هنوز حاضر نشده ت که اتاقت بزرگه و یه تخت اندازه ۳ نفرم داری خوب جیمین پیش تو میمونه تا اتاقش حاضر شه


با دستم زدم تو سرم که جیمینم سرشو یواش کوبید رو میز


زن عموی ا.ت:یعنی انقد از هم بدتون میاد

ا.ت:هع انقد ک دلم میخاد با بند خفش کنم

جیمین :عقرب بزارم رو بدنش نیشش بزنن

ا.ت:درحد مرگ کتکش بزنم

م.ا.ت:زشته منو باباتم همینطوری بودیم شاید شما...

ا.ت با پریدن وسط حرف مامانش ...

ا.ت:مامان حتا فکرشم نکن

جیمین:زن عمو من با این عجوزه تا اینجاهم برام سخته

ا.ت:صگگگ ببند عجوزه خدتی

جیمین:گه نخورااا

با کوبیده شدن دست عموم رو میز هم من و هم جیمین خفه خون گرفتیم

(از الان عموی ا.ت رو با :پ.جیمین میگم و زن عموی ا.ت و با م.جیمین)

پ.جیمین:پاشید برید تو اتاق عزیزانم

تشکری کردم و بلند شدم ک جیمینم پشت سرم بلند شد


لایک کنید و کامنت بزاریددددددد
دیدگاه ها (۱۶)

سناریو سو پارت اول

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو میتسویا پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط