{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‎از همان شب بارانی

‎از همان شب بارانی
‎که خانه را برای همیشه ترک کردی ،
‎قاب ِ روی دیوار ،
‎ بجای عکس دو نفره مان
‎برفک نشان می دهد !
‎از همان شب بارانی
‎هوای خانه ابری ست ...
‎من با چتر مینشینم
‎روی کاناپه ی جلوی تلویزیون
‎و فیلم های دو نفره مان را تماشا میکنم ...
‎دقیقه ی ۲۱ فیلم
‎همانجا که به دوربین زل میزنی و میخندی ،
‎بغض ابر های توی خانه می ترکد ...
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی | جونگکوک

p10

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

معرفی رمان:بعضی آدم‌ها وارد زندگی‌ات می‌شوند و می‌روند؛اما ب...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت سوم: اولین شبِ نمایش قرار شد که برا...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط