Fate is predetermined.

part: 40

جونگکوک منتظر سرش رو برگرددند و به الیزا نگاه کرد

+:پدر بزرگ
-:مطمئنی؟
+:نه....البته با چیزی که خودم ازش دیدم و شما ازش تعریف کردین حدسم اینه
-:چرا باید این کارو بکنه
+:نمیدونم شاید برای اینکه به مامانم ثابت کنه تو به هر حال محتاج منی

جونگکوک نفس عمیقی کشید و به دریا خیره شد

هر دو در سکوت فقط دریا رو تماشا میکردن

جونگکوک بلند شد " من میرم بخوابم، تو ام برو داخل سرما میخوری"

+:اوهوم

جونگکوک رفت و الیزا چند دقیقه دیگه ای نشست و رفت داخل

وارد اتاقش شد و دوش سریعی گرفت

صدای در*

+:بفرمائید

مینا وارد شد، به نظر هنوز چهرش گریون بود و پریشون
توی دستش لیوان شیری بود و اروم و با احتیاط داخل شد

+:مامان؟

مینا: عزیزم، بیا این شیر رو بخور بعد بخواب
+:،مامان ببخشید...ولی باور کن این برای هممون بهتره

مینا اروم بود، ولی انگار توی قلبش قوقا بود

مینا: فردا راجبش حرف میزنیم، بیا بخور بخواب، برات شیر اوردم که راحت بخوابی

+:ممنون، بابا بیداره؟

مینا نگاهشو از الیزا گرفت " نه همه خوابن"

در سکوت مشغول خوردن شیر شد و بعد تشکری کرد و مینا اتاق رو ترک کرد
دیدگاه ها (۱۴)

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 27دو روز گذشت...

وقتی پریود میشه part 1

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 6ساعت نزدیک هشت شب بودجونگکوک توی دفتر کارش ن...

مینا نوروزی‌فرد؛ بازیگری که سال‌هاست چهره‌اش رو توی سریال‌ها...

ترکم نکن

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:20(ویو لارا)وقتی که جونگکوک ...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط