رفته فروغ چشماش
رفته فروغ چشماش
سوخته تمام رویاش
یه پَستِ نامُرُوّت
اسید زده به دنیاش
گناه اون چی بوده
پوستشو کی سوزونده
مگه شرف نداره
شاکیم از زمونه
دختر ناز و خسته
تو تخت خواب نشسته
تمام آینه ها رو
غصه ی اون شکسته
از پدرش میپرسه
خدا اونو می بخشه
صورتِ من خوب میشه
کی چشم من رو بسته
با هنسفری رو گوشی
آهنگی از قمیشی
تو حس و حال پاییز
می رفت لباس فروشی
تو فکرِ شال رنگیش
پالتو بلندِ چرمیش
اینکه باید سِت باشه
مانتو با کفش مِشکیش
رسید اسید به دستش
دوان دوان به سمتش
دختر پاک و معصوم
چی بود آخه گناهش
فریاد و داد و بی داد
از آدمای نا باب
کسی بیاد ببوسه
لیلی ما رو تو خواب
بند اومده زبونم
آجی مهربونم
به عشق تو نوشتم
درد تو رو میدونم
حقیر و پست و مستن
اونا که تن پرستن
بها و ارزش زن
رو با هوس شکستن
لیلی ناز و خسته
رو تخت خواب نشسته
تمام آینه ها رو
مادرِ اون شکسته...
سوخته تمام رویاش
یه پَستِ نامُرُوّت
اسید زده به دنیاش
گناه اون چی بوده
پوستشو کی سوزونده
مگه شرف نداره
شاکیم از زمونه
دختر ناز و خسته
تو تخت خواب نشسته
تمام آینه ها رو
غصه ی اون شکسته
از پدرش میپرسه
خدا اونو می بخشه
صورتِ من خوب میشه
کی چشم من رو بسته
با هنسفری رو گوشی
آهنگی از قمیشی
تو حس و حال پاییز
می رفت لباس فروشی
تو فکرِ شال رنگیش
پالتو بلندِ چرمیش
اینکه باید سِت باشه
مانتو با کفش مِشکیش
رسید اسید به دستش
دوان دوان به سمتش
دختر پاک و معصوم
چی بود آخه گناهش
فریاد و داد و بی داد
از آدمای نا باب
کسی بیاد ببوسه
لیلی ما رو تو خواب
بند اومده زبونم
آجی مهربونم
به عشق تو نوشتم
درد تو رو میدونم
حقیر و پست و مستن
اونا که تن پرستن
بها و ارزش زن
رو با هوس شکستن
لیلی ناز و خسته
رو تخت خواب نشسته
تمام آینه ها رو
مادرِ اون شکسته...
- ۱.۱k
- ۰۷ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط