خطـــــــــــ۲۴۸ــــ

خطـــــــــــ۲۴۸ــــ

#ویژهــ ــنامه
عباســــــــ(۳)ــــ

در خانه اش یک تلویزیون سیاه و سفید داشت.
یکی از مسئولین به پاس زحماتش در جنگ یک تلویزیون رنگی برایش فرستاده بود.

بچه ها خییییلی خوشحال بودند از اینکه حالا دیگه تلویزیون رنگی دارند!
به خانه که رسید و متوجه جریان شد بچه ها را جمع کرد و با زبان بچگی از آنها پرسید:
- بچه ها بابا رو بیشتر دوست دارید یا تلویزیون رنگی رو؟
- بابا رو بیشتر دوست داریم.
- خب می‌دونید که توی این جنگ خیلی از بچه ها هستند که بابا ندارند، تلویزیون هم ندارند!
حالا که شما بابا دارید بیاید این تلویزیون رو بدیم به اون بچه ها!
- بچه ها از حرف پدر راضی شدند.
تلویزیون رنگی رو برای خانواده ی شهدا فرستاد.

کتاب پرواز تا بی نهایت

بیسفون|کانالــ ــخطــ
دیدگاه ها (۵)

P : 16

وقتی هر ننه قمری نظر میده راجع مذاکرات و غیره

𐙚 پارت ⁴ | ویو نامرامعلم عینکش رو کمی بالاتر داد و به سمت تخ...

آپدیت یوتیوب اسکیز با سونگمین✨️🤎:سوال:چقدر استری کیدز رو میش...

پارت آخر — قشنگ‌ترین خاطره 🌸سال‌ها از روز ازدواج جونگکوک و ن...

Two

سناریو بلولاک/قفل آبی

فیک تانی૮₍´˶• . • ⑅ ₎აp⁷کمتر از چهل دقیقه بعد، زنگ خانه به ص...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 10 | وقتی نبودنش فرق داشتصبح روز بعد، سوکجین ب...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط