تاجگذاری پارت۱۳

جونگ این :اون دوست دختر قبلیم هستش
چندسال پیش من یه دختر و دوسش داشتم که متوجه شدم دوس دختره جیمینه
همش دنبال اون دختر بودم اما اون جیمین رو میخواست تا یه شب توی بار بهش تجاوز کردم و بعد بهش اعتراف کردم درسته کارم اشتباه بود اما من دوسش داشتم و اون همش پسم میزد بخاطر یه آدم سرد و بی رحم
صبح که شد اون رفته بود بعدش متوجه شدم که جیمین مارو با هم دیده و چانول افتاده دنبال جیمین
منم افتادم دنبال چانول تا چند وقت پیش که از این کارم دست برداشتم
الان که اون جیمین با تو ازدواج کرده من نگرانتم اون خیلی سرد و بی رحمه امکان داره بهت آسیب بزنه هر کاری از دستش بر میاد ببین ا.ت باید خیلی مراقب خودت باشی
این و بدون هر کاری میخوای بکنی بکن اما به هیچ وجه عاشقش نشو چون اگه وابستش بشی مطمعن باشه دیگه مردی
هر وقت کمک خواستی من هستم اگه خواستی فرار کنی من پشتتم اگه هم خواستی برگردی روساکی من برات ردیف میکنم حتا اگه خواستی توی اون قصرم بمونی هر چی خواستی فقط به من بگو
ا.ت : جونگ این بزار این حرفارو برای یه وقت دیگه
این دوتا خیلی دارن میرن رو مخم
جونگ این هیونگ یه وقت با هم می‌شینیم تو کلی حرف بزن ولی الان تو رو خدا یه کاری کن
جونگ این:ا.ت من آخه چیکار کنم ؟برم بین این همه آدم توی این مهمونی که برای تو هستش دعوا راه بندازم ؟
ا.ت:چه فایده ای داره الان همه جیمینو دیدن که با یه دختر دیگست دختره وسط همه اونو بوسید ابرو نزاشت برام
جونگ این: دختر اینقدر سخت نگیر خودم همه چیو درست میکنم
ا.ت: هی هی هی اونا دارن کجا میرن؟هی جونگ این یه کاری کن جونگ ایییییییین
جونگ این:وایسا هر وقت رفتن توی یکی از اتاقا خودمون مچشونو میگیریم
ا.ت: ببین اگه پدرم بفهمه داره به من خیانت می‌کنه مطمعنم من و ازش جدا می‌کنه فقط یه جور باید به پدرم خبر بدیم
جونگ این: اول باید مطمعن بشیم
ا.ت:باشه
______&___________&___________ جیمین ویو
جیمین:پس قول دادی دیگه
تو ا.ت و میدی به من منم عشقتو بعدشم هر کی میره یه راه
چانول: دقیقا
یه نقشه دارم خوب گوش کن
جیمین :خوب بگو می‌شنوم
چانول:بیا بریم توی یه اتاق تا بهت بگم همه چیو
___&________&__________ا.ت و جونگ این ویو
ا.ت: بریم بریم رفتن بدو بریم
جونگ این:بریم بریم
ا.ت
من و جونگ این رفتیم دنبال جیمین خان که ببینیم می‌خوان چه غلطی کنن
هه واقعا که رفتن توی یکی از اتاقا
ا.ت:بریم تو
جونگ این:یک دو سه
____&___________&_______________جیمین ویو

جیمین:خوب می‌شنوم بگو نقشت چیه؟
چانول:خوب ببینم ما با........
چ.چیی جونگ. جونگ این ش.ش.شما ا.اینجا .چ.چ.چ.چیکار م.مکنید؟
ا.ت:هه آقای جیمین خان میدونستم خیلی مغرور و بی احساس و خر هستی ولی نمیدونستم بی‌غیرت و ل*اشی هم هستی
جونگ این:من اینجا چیکار میکنم؟خودت چه غلطی میکنی من بهت اعتراف کردم اما تو چیکار کردی حتا یه نه هم نگفتی و رفتی دنبالت بودم اما همش ازم فرار میکردی حداقل یه جواب می‌دادی عوضی یه جواب
ا.ت بریم ما دیگه هیچ کاری اینجا نداریم نه من نه تو مهم نیست هر غلطی میکنن بکنن
ا.ت:بریم باید به پدرم و داداشم اینا رو بگیم
جیمین : من بی‌غیرتم ؟من لاشیم؟مننن؟تو همش هستی روی پای اون عوضی هرچی بهت میگم گوش نمیدی باهاش همه جا میری فکر می‌کنی چرا میگم باهاش جایی نرو چون اون یه بار یه چانول تجاوز کرد من نگرانتم ا.ت ولی تو درکم نمیکنی
ا.ت:زرشک نگرانمی تو ؟
جیمین:من پادشاه یه سرزمینم ابروی خودمو دوست دارم تو هم ملکه سرزمین من هستی نمی‌خوام چند وقت دیگه پشت سرم در بیاد که زنم بهم خیانت می‌کنه فهمیدی؟
ا.ت:هع چشم چون تو گفتی دیگه حتا از خونه بیرونم نمیرم
جیمین:بسه دیگه من توضیح خودم و دادم بر میگردیم خونه همین الان
ا.ت:از طرف خودت حرف بزن من با توی اشغال هیچ جا نمیام هیچ جااااااا
نویسنده ______________&_____________&_____
جیمین دست ا.ت گرفت بزور اون و کشید از مهمونی بیرون
هرچقدر هم که جونگ این و ا.ت تلاش کردن نتوستن ا.ت و از دست جیمین نجات بدن و جیمین ا.ت و توی ارابه دونفرشون انداخت و خودشم رفت داخل نشست
ا.ت:روانی چرا اینجوری کردی هاااا؟
جیمین:ساکت باش تا خفت نکردم هرزه اشغال
ا.ت:به من نگو هرزهههههههههه
جیمین:من به هرکی هر چی دلم بخواد میگم
ا.ت:تو غلط می‌کنی
جیمین:دهنتو ببند
یهو دستم از کنترل خارج شد زدم زیر گوشش
ا.ت: مشخص شد خیلی دسته بزنم داری(بغض)
تا حالا هیشکی روی من دست بلند نکرده بود اما تو اینکارو کردی(بغض)
جیمین:ا.ت ب.بخشید نیمخواستم اینجوری شه
دیدگاه ها (۰)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

مافیای من

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط