بچه ها این پارت آسمات داره اگر دوست ندارید نخونید

پارت ۷

کوک: بردمش تو اتاق پرتش کردم‌ رو تخت گریه می کرد اهمیت ندادم در قفل کردم به سمت ش قدم برداشتم و همین طور که می رفتم و دکمه لباس م باز می کردم. گفتم

کوک: خودت لخت می شی یا خودم لختت کنم

میا: ب..ب..بخشید. لطفاً. بزار من برم .. ترسیده

کوک: اووه نوچ نوچ ... به چشماش نگاه کردم گفتم تو مال من میشی تکرار کن


میا: اون نگاه. بازم نمی تونستم. خودم کنترل کنم انگار همه چیز دست اون بود نمی تونستم بگم نه یا رد کنم هر کاری که می گفت شبیه هیپنوتیزم شده ها انجام می دادم. گفتم

میا: مال تو میشم ... بغض و لرزش صدا

کوک: اوم حال شد پرشون میاری یا دوست خودم این کارو کنم

میا: من. من .... بغض کرده. نتونست حرفی بزنه

کوک: عصبی شدم این همه ترس. عااا خب بدم نمی آمد ولی الان وقت ترس نبود به هر حال مال من می شده دیر و زود داشت ولی نشد نداشت. خودم دست به کار شدم. لباش بوسیدم مک میزدم با گاز کوچیکی از لب پایین ش وادر به همراهی کردم ش بعدش کل لباس هاشو با یه حرکت در آوردم متوجه شدم خجالت می کشه لباس خودمم در آوردم دوبار رفتم روش. گردنش کیس مارک بنفش رنگ میزدم هرجا که دوست داشتم. اون حس بینمون دوست داشتم. صدای ناله هاش تحریکم می کرد. لاله گوشش بوسیدم مک زدم جدا شدم ترقوه ها و قفسه سینه ش بوسیدم. رفتم پایین. سینه هاش مک میزدم باهاشون بازی می کردم. ناله هاش بلند شد دستی رو تو موهات حس کردم. متوجه شدم که اونم الان راضی لبخندی زد. شکمش بوسیدم زبونم کشیدم روش پاهاش باز کردم اهم بوسیدم مک میزدم
زبونم میکشیدم روش. دوتا انگشتم واردش کردم قیچی تور حرکت می دادم لباش همزمان می بوسیدم ناله هاش بین بوسه ها می شنیدم خوشم میومد دستم در آوردم. کنار گوشش زم زمه کردم

کوک: نترس عشقم فقط همراهی کن این شب خاطر انگیز کن

میا: سری به تایید تکون دادم منم اون نفرت کنار گذاشتم. به حرف قلبم گوش کردم منم دوست داشتم مال اون باشم اونم مال من.

کوک: آروم واردش کردم که ناله بلندی کرد دستم تو دستش قفل کردم لبام گذاشتم رو لباش و عضو م تا آخر واردش کردم. یکم صبر کردم بعد شروع به تلمبه زدن کردم باکره گی شو گرفتم لبخند رضایت بخش زدم وگفتم

کوک: تو دیگه مال منی

میا: مال توم .. لبخند

کوک: ۱۷راند رفتیم کشیدم بیرون ارضا شدم میا هم بعد از من ارضا شد بردمش حموم دلش ماساژ دادم حموم کردیم لباس تنش کردم موهاش خشک کردم رو تخت ی عوض کردم. گذاشتمش رو تخت مسکن دادم خورد. رفتم رو تخت
دراز کشیدم بغلش کردم نوازش می کردم از نفس های منظم شد ش فهمیدم که خوابه منم خوابیدم

فلش بک به دوماه بعد


کوک: عشقم این فیلم ترسناک رو اصلا نگاه نکردی همش پشتم قایم شدی بیا بیرون کوچولو فیلم تموم شد

میا: آمد بیرون دست به کمر دروبع روش وایستادم گفتم. اینا چیه می بینی خیلی ترسناکه

کوک: خندیدم گفتم وا برای تو ترسناک فسقلی

میا : من فسقلی نیستم تو زیادی بزرگی

کوک: لپش بوسیدم گفتم باشه جوجه برو آماده شو بریم آرایشگاه باید عروسی کنیم

میا: چییییییییییی .... بلند تعجب
کوک: ازدواج کنیم
میا: اینو الان میگی واقعا که کوک .... اخم
کوک: خوشگلم تو همه جوره خوشگلی نگران هیچی نباش همه چیز اوکی فقط عروس دوماد کمه

میا: خندم گرفت گفتم باشه لپش بوسیدم گفتم میرم. آماده بشم

کوک : باش
(بچه ها. تالار. لباس عروس و لباس داماد. این لباس میا هم. میزارم )

کوک: آماده شدیم رفتیم. میا رو رسوندم آرایشگاه خودمم رفتم آرایشگاه


،،،فلش بک به آمدن میا ،،،
کوک: محو زیبای ش شدم. شبیه فرشته ها شده بود خواستنی تر از همیشه. لبخند زدم رفتم جلو دستش گرفتم بوسیدم. یه دور چرخوندمش. در ماشین براش باز کردم گفتم بفرماید


میا: خیلی زوق داشتم لباش بوسه سطحی زدم. رفتم تو ماشین نشستم. گفتم ممنون.

کوک: قابلی نداشت
ادمین::
رسیدن تالار. تو وردی مخصوص هم قدم شدن. همه خوشحال بودن اعضا بیشتر. هردو به جایگاه رسیدن. عاقد امد اون دوتا ازدواج کرد ن. تا اخر شب خوش گذروندن خسته برگشتن خونه لباس هاشون عوض کردن. رفتن بغل هم. خوابیدن. ...


(عزیز ن نظرتون درباری این پارت بهم بگید ،)😎🍬
دیدگاه ها (۵)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

The unwanted roommate _________________________در رو باز کرد...

پارت ۴۰

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

پارت ۲۶

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط