{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت دانایی که گرگی خیره سر

گفت دانایی که گرگی خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
هر که گرگش دراندازد به خاک
رفته رفته میشود انسان پاک
وانکه با گرگش مدارا میکند
خلق و خوی گرگ پیدا میکند
در جوانی جان گرگت را بگیر
وای اگر این گرگ بگردد با تو پیر
روز پیری گر که باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگهاشان رهنما و رهبرند
وان ستمکاران که باهم محرم اند
گرگهاشان اشنایان هم اند
گرگها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

گفت دانایی که گرگی خیره سرهست پنهان در نهاد هر بشرهر که گر...

گفت دانایی: که گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!هر که گ...

گفت دانایی: که گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!هر که گ...

گفت دانایى: که گرگى خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر! هر ک...

گرگ درونگفت دانایى: که گرگى خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر...

گفت دانایی: که گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!هر که گ...

گفت دانایی: که گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر!هر که گ...

گفت دانایی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر!... ...

هرکه گرگش را دراندازد به خاکرفته رفته مى‌شود انسان پاکهرکه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط