لحظه‌هایی تلاش می‌کنم وانمود کنم، باور کنم که مقابلت بی‌ن

لحظه‌هایی تلاش می‌کنم وانمود کنم، باور کنم که مقابلت بی‌نیازم

که هر لحظه بودنم به نفَسِ مدامِ تو بسته نیست
تا برای چند لحظه، بتوانم تو را، آن‌طور که تو مرا دوست داری دوست بدارم، از سرِ «اشتیاق»، نه از سرِ «احتیاج»

یا کَهفی حینَ تُعیینِی المَذاهِب ...
ای غار و پناهگاهِ من، هنگامی که این‌سو و آن‌سو رفتن‌ها مرا آشفته و رنجور ساخته است

صحیفهٔ سجادیه_دعای پنجاه و یکم

@khanomaneeee 🌺
#سُبّوحٌ_قُدّوس✨
دیدگاه ها (۰)

رمان انتقام ازدواج کامل

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

پروانه جان

قسمت ۷

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

میبخشی پارت ۳

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | چیزی که دیگر نمی‌شود پنهانش کردچند هفته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط