25

خوناشام جذاب من ²⁵


دست ات رو باز کرد و براید بغلش کرد گذاشت روی وان آب داغ

ات اههعع درد داره
کوک تازه اولشه بیب

کوک یا ۲۰ بسته نمک آومد

ات اههه توروخدا....هق ...توروخدا این کارو نکن ....هر کاری بگی میکنم


کوک اصلا نمی شنید و بسته نمک هارو باز کرد و رو ات ریخت

ات اهههههههههههه کو....ک....اههه د....رد داره ....اععع تر.وخدا

کوک فکر کردی تموم شده نه اشتباه فکر کردی هرزه

کوک ات رو از وان در آورد لباسش رو کامل در آورد ( منحرف نشویم 😂)
بعد در و باز کرد و ات رو از پله ها انداخت پایین و خودشم اومد پایین چون شب بود کسی بیدار نبود

ات اعههه اییییی توروخدا.....ولم.‌....ک....ن
کوک خب هرزه تا صبح اینجا برق بیوفته
ات چ...‌چی توروخدا ‌.......اعهه ...من درد دارد.‌.‌م
کوک به من مربوط نی

ات ناچار پاشد و آروم آروم تیکه تیکه عمارت رو داشت تمیز می کرد

فلش بک به ۲ ساعت دیگه

داشت عمارت رو تمیز میکرد که یهو بیهوش شد

فلش بک به صبح

ویو کوک

صبح زود از خواب بلند شدم و رفتم پایین که دیدم.........

خماری
دیدگاه ها (۹)

پارت ۱۹۵

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

چندپارتی جونگ کوک

{مافیایی برای من}پارت:۸ویو صبح:تهیونگ ویو:اه چقدر دلم درد می...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

قسمت ۶ روزهای اول زندگی مشترک، بیشتر شبیه میدان جنگ بود. جون...

part:40ات:کوک به حرفام خوب گوش کن ... ۱کیلو متر دیگه به آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط