{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{مافیایی برای من}

{مافیایی برای من}
پارت:۸

ویو صبح:
تهیونگ ویو:

اه چقدر دلم درد می کنه
برگشتم که از تخت پرت شدم پایین
😆
یک اخ بلند گفتم

_اخخخ

جونگ کوک از خواب پرید

+چی شد کی مرده

_خدا لعنتت کنهههه
+اهان دلت درد می کنه؟
_به لطف شما
جونگ کوک تهیونگ رو داگ استایل بلند مرد و برد سمت حموم آب داغ رو باز کرد و تهیونگ رو گذاشت رو وان و خودش پشتش نشس و شکمش رو ماساژ داد
_ممنون
+خواهش
ویو بعد از ظهر::

انیا از پله ها اومد پایین
/داداشیییی
+جونم؟
_صبح بخیر کوچولو
/صبح بخیر عمویی
رفت نشست رو پاهای تهیونگ
و تهیونگ هم با موهاش بازی می کرد
کوک صبرش تموم شد و انیا رو از پاهای تهیونگ اورد پایین خودش نشست و تهیونگ رو گذاشت رو پاهاش
+جات اینجاست

تهیونگ خر ذوق به کوک نگاه کرد بعد صبحانه زنگ در خورد...‌‌‌‌.....‌‌..‌‌.‌‌‌.

_
ببخشید نبودممم
پروید شدم و کلا حالم ریدس
کاش دوباره همه پیش هم جمع شیم و خوانوادمون تکمیل شه
دوستون دارم بوس بایی
دیدگاه ها (۱)

بچه ها لطفا نرید تو پیج قبلی و فالو کنید چون نمی تونم درخواس...

واقعا مشکلتون چیهاین چیه که گزارش دادینهرکی گزارش کرده بگه ب...

Forced love

{مافیایی برای من)پررت:۶ویو کوک:یهو تهیونگ افتاد رو شونم فهمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط