{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"4" زبان من ضعیف بودو بهم 2واحد پیش نیاز خورده بود. برعکس

"4" زبان من ضعیف بودو بهم 2واحد پیش نیاز خورده بود. برعکس من نمکدون تافل داشت، ولی اونم اومد سرکلاس!!
باید یه کتابی رو تهیه میکردیم؛ پرو پاشد اومد کتاب منو برداشت گف تو با دوستات کتاب دارین ما نداریم!!خشکم زدو هیچی نشد بگم. سر کلاس مث بلبل با استاد میحرفیدو اونم چون خوشش اومد بیرون ننداختو قبول کرد کلاسارو بمونه.
کلاس ک تمومید آورد کتابمو داد و گفت یچیزی واست نوشتم اگه تونستی بخون و جوابمو بده.
تو کل مسیر برگشت ک 2ساعتم زمان میبرد، ما 7_8تا دختر این کتابو زیرو رو کردیم، بجز یه خط حروفو علامتای رمزی ک نفهمیدیم چی بود هیچی پیدا نکردیم...(2ماه بعدش فهمیدم شمارش بوده😂 )
اونورم نمکدون منتظر زنگو اس من بود. بعده 2روز ک میفهمه خبری نشد ب فکر یه راه حل دیگه میوفته.
چن بار ب بهونه های مختلف شمارمو خاست من میگفتم نیازی نیستو میپیچوندم. شانس با نمکدون یار بود و چون سروزبون دار بود بچه ها و استادا نماینده انتخابش کردن. دیگه واسه باخبری از کلاسا باید ب آقای نماینده میزنگیدیم.
برق نگاه پیروزمندانش هنوز یادمه و من شکست خورده شمارمو رو کاغذ نوشتم و بهش دادم...

 ادامه دارد...

#عاشقانه_های_مژگان

بعدن ک عاشقش شدم صفه هایی ک نوشته بود رو جداکردم نگه داشتم
دیدگاه ها (۱۹۶)

رمان دخت من

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

#قلبی_در_دو_بدنP3 بازم حسودیم شد ولی گفتم به چپم بگیرمتوی فک...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط