من هفت تا ددی دارم

❤❤❤❤❤❤❤
#من_هفت_تا_ددی_دارم 🚫🔥
#part_9۳

من:برای ددی..آهه...خیس کردم

با برخورد زبونش به نقطه حساسم جیغی از سر لذت کشیدم و کمرم رو به تخت کوبوندم

تند تند زبون میزد و من از لذت جیغ می‌کشیدم...

نزدیک بود ار*ضا شم که لباسام رو کامل درآورد و بین پام قرار گرفت

من:آههه....بکن توش

تا اینو گفتم لبام رو شکار کرد و طی یه حرکت داخ*لم فرستاد

صدای جیغم توی دهنش خفه شد....

شروع کرد تلمبه زدن که بعد چند دقیقه من ار*ضا شدم و اونم با چند تا تل*مبه دیگه داخلی خالی کرد.

بی هال کنارم افتاد و دراز کشید و بعد چند دقیقه نفس هاش منظم شد معلوم بود خوابیده

لبخندی زدم و از جام پاشدم به سمت اتاقم رفتم و توی وان دراز کشیدم

تصمیمم رو گرفته بود اگه من اینجا نباشم خیلی خیلی بهتره.....

فردا زمان کنسرتشون بود وقتی همشون رو فرستادم برن خودمم از اینجا میرم

آه کشیدم و زیر لب زمزمه کردم:خداحافظ هفتا فرشته من

#ANIL
@dady_2021
دیدگاه ها (۲)

وقتی میاین ایران ولی تحر.یک میشه...نگاهم و به جاده دادم ‌ چن...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.26 (روایت از زبان ا.ت...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...

رمان : «اسمات پارسا »شد. دو پارت 🙂part:2سرشو بین پاهام برد و...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

مافیای من

رمان عشق ممنوع

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط