{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم در شبی تاریک و سرد

یاد دارم در شبی تاریک و سرد
میگذشت از کوچه ما دوره گرد
داد میزد کهنه قالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه زد
عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماهست و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگی است؟
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقا سفره خالی میخری؟!...
دیدگاه ها (۲)

777

777

دو رفيق ميرن به روستا، يکي شروع ميکنه به خريدن الاغ روستاييا...

777

یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره گردداد می زد...

یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد....میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میزد...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ها ، دوره گردداد می...

ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از كوچه ما دوره گرد ، داد...

یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره گردداد می زد...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد داد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره گرد دادمیزد ...

یاد دارم در غروبی ســــرد ســــــرد... میگــذشت از کوچـــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط