رمان لجبازی پارت: 28

ارسلان🎀

دیانا رو گذاشتم تو وان و خودمم کنارش دراز کشیدم و اب گرم و باز کردم و دستمو رو دلش میکشیدم با هر باری که دستمو رو دلش میکشیدم اخی میگفت.
دیانا: خدا لعنتت کنه ارسلان.
ارسلان: دلت میاد🥺
دیانا: خفه.
ارسلان: دیانا؟
دیانا : بله
به پهلوش کردم وانگشتمو کشیدم به س.و.راخ پشتش و گفتم
ارسلان : دیا ب.ک.ن.م.ت؟
دیانا نهههههههههههههههههههههههههه ارسلان قول دادی نزن زیرش (بغض و جیغ)
ارسلان: بلندش کردمو بردمش زیر دوش و شستمش از پشت کمرشو سفت گرفتم و ک.ی.ر مو یا ته کردم توش که جیغ خیلی بلندی کشید انگار دیگه هیچی نمیشنیدم پشت سر هم ت.ل.م.به میزدم و دیانا دیگه به هق هق افتاده بود که اخریشو که زدم دیانا برگشت و با صورت قرمز گفت
دیانا: خیلی اشغالی.
ارسلان: م. ن
دیانا: برو بیرون.
ارسلان: نه.
دیانا: برو بیروننننننننن (جیغ)
خودمو شستم اومدم بیرون هنو صدای گریه دیانا میومد که دیدم جیغ خیلییییی بلندی کشید رفتم تو حموم که دیدم..
دیانا: عوضی ببین باهام چیکار کردی داره از س.و. راخ پشتم خون میاد(جیغ)
برگشت که دیدم بردمش زیر دوش اب و کلا شستمش.
ارسلان: بیا بریم بیرون برات پماد میزنم.
حولشو تنش کردم و بردمش رو تخت.
دیدگاه ها (۵)

پارت بیستم《Custom kiss》 ویو تهیونگ:+توی ...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

Which onepart 17کنار مامان جیمین نشستم و اون با لبخند گرمی ا...

اجبار به بدبختی پارت ۳۷

پارت ۱۲

کسخلان گروگان

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

روباه کوچولوی من پارت یک 😜꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشتم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط