{امارات...نماد قتل و کشت و کشتار...است}

ای خاک سوزان سودان!
پر از خون و مادرانی که صبح را گم کردند..
صدای کودکی که می پرسد:
{آیا خورشید بر ما هم می تابد؟...}
مردان زره پوش برج های شیشه ای!
شما که دستی خون چکان دارید
و قلبی همچون سنگ
هر جرعه ی آب از گلویتان پایین می رود..با آه مظلومی...

سودان می سوزد و دنیا تماشا می کند..
اما ما تماشاگر نیستیم!
ما فریاد انسانیتیم
ما شعله بر دروغ شیوخ خواب زده ایم..
نه شمشیر دارم..نه سلاح..نه سرباز..
اما قلم دارم!
که چون آتش بر دروغ های شیوخ عرب شعله می افکند

ای امارات بی درد!
که شکوهت بر استخوان مظلومین بنا شده است..
و روزی حقیقت
با صدای کودکی از سودان
سقف کاخ های شیشه ای تان را می شکافد!..


{لعنت بر ذات شیوخ امارات متحده عربی}





#حقیقت_سودان
#لعنت_بر_امارات





{اسراء_بانوی فلسطین}
دیدگاه ها (۰)

**پارت ۳۸ **دودِ سیاه و غلیظ، تمامِ حجمِ ریه‌هام رو پر کرده...

رمان انتقام ازدواج کامل

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p61وسط کتابخونه، ساعتی قدیمی آروم تیک‌تاک...

اتاقی که وجود نداشت (part5) باران از نیمه‌شب شدت گرفته بود ا...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت هشتم: فرار از عمارتصدای ب...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

{ای در رگانم خون وطن!...}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط