{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــرد

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــرد
آمد و از همـه ی اهل جهـان سیـرم کــرد

اولین بار خودش خواست که با او باشـم
آنقـدر گفت چنینــم و چنان شیـرم کـرد

مثل یک قلعـه که بی برج و نگهـبان باشد
بر دلم سخت شبیخون زد و تسخیرم کرد

تـا خبـردار شد از قصـه ی وابستـگی ام
بـر دلـم مهـر جنـونی زد و زنجیـــرم کرد

به ســـرش زد کـه دلـم را بفـروشد بـرود
قصدش این بود که یک مرتبه تعمیرم کرد

سنگی ازقلـب خودش کندو به پایم گره زد
سنگـدل رفـت و نـدانست زمینـگیـرم کرد

رفت و یک ثانیه هم پیش خودش فکر نکرد
که چـه بااین دل " لامصب " بی پیرم کـرد
دیدگاه ها (۱)

گفته بودی که چرا محو تماشای منیآنچنان مات که یکدم مژه برهم ن...

شده تقدیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟سالها گیرِ کسی باشی و قسمت ن...

کاش عشقی بود ، تا با سوز جان می ساختیمروز و شب می سوختیم و ،...

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشا...

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــردآمد و از همـه ی اهل جهـان...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

تا بلند می‌شدصدای خندهایتاز بلندگوهای مسجدتمام شهررو به سوی ...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دست کسی آمدو درگیرم کردآمدو از همۀ اهل جهان...سیرم کردا...

سنگی ازقلـب خودش کندو به پایم گره زد سنگـدل رفـت و نـدانست ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط