{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داغی دست کسی آمدو درگیرم کرد

داغی دست کسی آمدو درگیرم کرد
آمدو از همۀ اهل جهان...سیرم کرد
اولین بار خودش خواست...که با او باشم
آنقدَر گفت چنینم و چنان...تا شیرم کرد
مثل یک قلعه که بی برجُ نگهبان باشد
بر دلم سخت شبیخون زدو...تسخیرم کرد
تا خبردار شد از قصّۀ وابستگی ام
بر دلم مُهر جنونی زدو...زنجیرم کرد
به سرش زد که دلم را بفروشد...برود
قصدش این بود که یک مرتبه تعویضم کرد
سنگی از قلب خودش کَند و به پایم گره زد
سنگدل رفتُ و ندانست زمینگیرم کرد
رفت و یک ثانیه هم پیش خودش فکر نکرد
که چه با این دل "لامصّب" بی گناهم کرد...
دیدگاه ها (۲)

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــردآمد و از همـه ی اهل جهـان...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

داغی دست کسی آمد و درگیرم کردآمد و از همۀ اهل جهان سیرم کردا...

تا بلند می‌شدصدای خندهایتاز بلندگوهای مسجدتمام شهررو به سوی ...

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــردآمد و از همـه ی اهل جهـان...

داغی دســت کسی آمـد و درگیـرم کــرد آمد و از همـه ی اهل جهـا...

سنگی ازقلـب خودش کندو به پایم گره زد سنگـدل رفـت و نـدانست ز...

@taninغم او در دل من آ مد و درگیرم کردیاد چشمان سیاهش به خدا...

غم او در دل من آ مد و درگیرم کردیاد چشمان سیاهش به خدا پیرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط