ازت عصبانی بودم ، سیگارُ گذاشتی رو دستت

ازت عصبانی بودم ، سیگارُ گذاشتی رو دستت
چشاتُ از دردش بستی ولی بعد خندیدی گفتی : ببین از این به بعد هروقت خواستم برم سمت یکی دیگه جایِ سوختگیِ سیگارُ رو دستم میبینمُ یادم میاد تورو دارم تو فقط نگام کن ... #
دیدگاه ها (۱۴)

ساعت ۷:۱۵ شب/حرف هایی که باید گفته میشدنهوسوک وارد اتاق شدتو...

گه دستت زخم بشه ( صدمه ببینی ) چی کار میکنن ؟ چه ری اکشنی دارن ؟

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 223♡⁠。⁠)⁩بابا ج...

دوپارتی هیونجین

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

رمان اسیر خان پارت یازدهم ۱۱

Do I love him, or do I hate him?P³³ویو جونگکوکساعت ۱۱ شب بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط