سناریو(درخواستی):
سناریو(درخواستی):
وقتی پات میشکنه :
نامجون : کنار تختت نشسته بودم مدام به پای گچت نگاه میکرد با نگرانی گفت خیلی درد داشت همون لحظه کنارت بودم
جین: وقتی سعی میکردی خودتو قوی نشون بدی اخم کرد و گفت لازم نیست جلوی من بگی خوبم میدونم درد داری
شوگا : صندلشون نزدیکتر کشید و اون گفت فعلاً هیچ کاری نکن استراحت کن من اینجام
جیهوپ : چند لحظه ساکت بهت نگاه کرد و بعد با نگرانه پرسید دکتر گفت کی بهتر میشی چیزی نگفت که مشکلی پیش میاد
جیمین: وقتی از درد صورتت جمع شد فورا نگران شد و دکتر یا پرستو رو صدا زد بعد دوباره کنار تخت نشست پیشت
تهیونگ : سعی میکرد شوخی کنه تا حالتو بهتر کنه اما خودش اونقدر نگران بود که لبخندش مصنوعی به نظر میرسید
جونگ کوک: آروم بهش گفتی نگران نباش خوبم اونم نفس عمیقه کشید و جواب داد وقتی تو روی اون تختی نمیتونم نگران نباشم
نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
وقتی پات میشکنه :
نامجون : کنار تختت نشسته بودم مدام به پای گچت نگاه میکرد با نگرانی گفت خیلی درد داشت همون لحظه کنارت بودم
جین: وقتی سعی میکردی خودتو قوی نشون بدی اخم کرد و گفت لازم نیست جلوی من بگی خوبم میدونم درد داری
شوگا : صندلشون نزدیکتر کشید و اون گفت فعلاً هیچ کاری نکن استراحت کن من اینجام
جیهوپ : چند لحظه ساکت بهت نگاه کرد و بعد با نگرانه پرسید دکتر گفت کی بهتر میشی چیزی نگفت که مشکلی پیش میاد
جیمین: وقتی از درد صورتت جمع شد فورا نگران شد و دکتر یا پرستو رو صدا زد بعد دوباره کنار تخت نشست پیشت
تهیونگ : سعی میکرد شوخی کنه تا حالتو بهتر کنه اما خودش اونقدر نگران بود که لبخندش مصنوعی به نظر میرسید
جونگ کوک: آروم بهش گفتی نگران نباش خوبم اونم نفس عمیقه کشید و جواب داد وقتی تو روی اون تختی نمیتونم نگران نباشم
نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
- ۲۰۰
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط