{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو(درخواستی):

سناریو(درخواستی):
وقتی پات می‌شکنه :

نامجون : کنار تختت نشسته بودم مدام به پای گچت نگاه می‌کرد با نگرانی گفت خیلی درد داشت همون لحظه کنارت بودم

جین: وقتی سعی می‌کردی خودتو قوی نشون بدی اخم کرد و گفت لازم نیست جلوی من بگی خوبم می‌دونم درد داری

شوگا : صندلشون نزدیک‌تر کشید و اون گفت فعلاً هیچ کاری نکن استراحت کن من اینجام

جیهوپ : چند لحظه ساکت بهت نگاه کرد و بعد با نگرانه پرسید دکتر گفت کی بهتر میشی چیزی نگفت که مشکلی پیش میاد

جیمین: وقتی از درد صورتت جمع شد فورا نگران شد و دکتر یا پرستو رو صدا زد بعد دوباره کنار تخت نشست پیشت

تهیونگ : سعی می‌کرد شوخی کنه تا حالتو بهتر کنه اما خودش اونقدر نگران بود که لبخندش مصنوعی به نظر می‌رسید

جونگ کوک: آروم بهش گفتی نگران نباش خوبم اونم نفس عمیقه کشید و جواب داد وقتی تو روی اون تختی نمی‌تونم نگران نباشم

نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
دیدگاه ها (۳)

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁰ویو: اتدکتر سریع خودش رو به تخت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

سناریو-BTSوقتی میرم رو پاشون می‌شینیمنامجون🐨: داشت کتاب میخو...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

𝖕𝖆𝖗𝖙22بعد از بوسه، سکوت شد.لیسا عقب کشید. به جونگ کوک نگاه ک...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۰: صبحِ دردسرنور صبح آرام از میان پرده‌ها...

RESPECT OR DIE : پارت هجدهمصدای مرد در راهرو پیچید...جونگ‌کو...

پارت ۶ 🖤با شنیدن حرف جونگ‌کوک، قلبم ریخت.— «چی گفتی؟ جیمین د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط