{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم تو فرهاد منی

گفتم تو فرهاد منی
گفتا تو شیرینی مگر؟!
گفتم خرابت می شوم
گفتا تو آبادی مگر؟!
گفتم ندادی دل به من
گفتا تو جان دادی مگر؟!
گفتم ز کویت می روم
گفتا تو آزادی مگر؟!
گفتم فراموشم نکن
گفتا تو در یادی مگر؟




خلاصه هر چی ما گفتیم،پدر سگ یه زری زد!
دیدگاه ها (۱)

بد موقعی دیدمت...وسط پاییز زیر باران...ولی این دلیل نمیشه نب...

آخرین خبر از جهنم ...شیر آب دستشویی ها جفتش داغه

جا داره یه سلامی بکنم به خودم که تا با هر دختری آشنا میشم،هف...

ﺍﺯ ﺑﺪی ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺑﺴﺎﺯ ...ﻭ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﯾﻮﺍﺭﮐﻮﻧﺸﻮﻥ ﺑﺰﺍﺭ ﺑﺒ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

Cieloپارت ۴نمیدونم چجوری رسیدم رفتم زنگ و زدم در و باز کردن ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

قاتل گمشده. part ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط