{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیم

کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیم
بی بهونه گریه میکردیم
صبوری حالیمون نبود ..
بی دلیل شاد بودیم ..
شاید سنمون 2 رقمی هم نشده بود ها اما معرفتمون بی رقم بود
اما این روزا ..
بد شدیم !
درِ کلاس معرفت رو بستیم،
پُلمپش کردیم ..
برای بخشیدن دنبال دلیل میگردیم !
از بلند خندیدن هراس داریم که نکنه نیمه شب گوش های همسایه رو اذیت کنه ...
از گریه کردن هم میترسیم که نکنه دشمنمون از دور ما رو ببینه و از ته دل شادی کنه ...
" ما آدما این روزا
عجیب از بچگیمون، فاصله گرفتیم "
.
دیدگاه ها (۱)

مادر بزرگم آخرِ همه‌ی تلفن‌هایش میگفت:کاری نداشتم که!زنگ زده...

موهایت را ببافبگذار جهان دوباره آرام بگیرد ...

چه کسی میتواند بهتر از "تو" به جای "تو" باشد؟...تنها یک ثانی...

کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیمبی بهونه گریه میکردیم،صبو...

کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیمبی بهونه گریه میکردیم صبو...

کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیمبی بهونه گریه میکردیمصبور...

کوچیک تر که بودیم بی‌دلیل میخندیدیمبی بهونه گریه میکردیمصبور...

کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیمبی بهونه گریه میکردیم،صبو...

#زیبا_نوشت ❤️👌کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیمبی بهونه گر...

کوچیک تر که بودیم بی دلیل میخندیدیمبی بهونه گریه میکردیم صبو...

دکترا گفتن ۳ روز دیگه بیشتر زنده نمیمونه...هرکاری از دستم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط