{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#عشق_پرحیاهو

#عشق_پرحیاهو
#جونگکوک

part8

×خدایا این کیه من گیرش افتادم ادم کم بود این باید نصیب ما میشد؟[توذهنش]
دیگه نرفتم کافه برگشتم راه افتادم سمت خونم هوفففف چقد از خونه دور شدم
_این چرا نرفت تو کافه؟!این که گفت تو کافه کار داره نکنه منو میخواد بپیچونه؟یواشکی دنبالش رفتم ببینم کجا داره میره
×واییی چرا انقد احساس بدی دارم احساس میکنم یکی داره تعقیبم میکنه (درست فک کردی جونگکوک داره تعقیبت میکنه)
صدای بوق شنیدم برگشتم دیدم ماشین کوکه این چرا دست از سرم برنمیداره اخه😕
[ویو جونگکوک]

بوق زدم کنارش وایستادم شیشه رو دادم پایین گفتم جایی میره؟

_جایی داری میری؟
×باید بهت توضیح بدم؟
_آره
×چرا اون وقت؟! ط چیکاره ی منی بابامی داداشمی دوست پسرمی یا شوهرمی؟
_دوست پسر آیندت هستم
×بروگمشو هم از خودت بدم میاد هم از حرفات
_این دیگه ب من مربوط نی خودت کناربیا باهام
×چرا تعقیبم میکنی؟
_چون مال منی باید بدونم دوست دخترم کجا میره کجا میاد
×خفه شو میگم من مال هیچ احمقی نیستم[با داد]
_سوار ماشین شو زودباش تا خونم ب جوش نیومده
×نمیخوام
_ت/ا عصبیم نکن نزار اتفاقی بیوفته ک نمیخوام
مثلاً میخوای چیکار کنی ؟
_ت/ا لج بازی نکن سوارشو هرجا میری برسونمت
دیدگاه ها (۰)

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

part : 51chapter : 2.......... 2 روز بعد ..........در طول ای...

Love&HateP.11"ویو رامیلا"من داداشمو دوست صمیمیو بعد از ۱۸ سا...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑯𝒆𝒊𝒓 — 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏*آهیون با چترش رفت سر مزار مامانش*از ...

part:2{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

[•]عمارت عشق [•]"Part number 25"از دست همه شاکی بود، کسی رو ...

پارت هشتم جئون ۰- مرتیکه عوضی انتقام خون مادرم رو ازت می گیر...

پسر بد (66)

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط