دختر کوچولوم

part 17


م.ک . کوک پسرم بخاطر اون دختره این کارا رو میکنی ؟ گفتم که من برات دختر خالتو میگیرم

کوک . مامان بسه فقط برید

کوک . من هیچ وقت از اون دختری حرومی خوشم نمیومد و نمیاد تو زندگی من دخالت نکنید

پ.ک . بسه دیگه پاشو

مادر پدر کوک رفتن

ات و دوها جلوی در بودن و صدا ها رو می‌شنیدند با فهمیدن اینکه اونا رفتن سریع رفتن داخل اتاق ات نشست رو تخت و دوها هم همین طور

دوها . اتتتت وای دید چطور ازت دفاع کرد

ات . اره ولی چه فایده

دوها . دختر تو اصلا دوسش نداری ؟

ات . نمیدونم میدونی خوشگله ها مهربونم هست ولی بعضی از رفتاراش

دوها . هعی هعی هعی وایسا ببینم

دوها . یه کاری کن عاشقت بشه نتونه ازت دل بکنه

ات . چطور ؟

دوها . مثلا کنارش بشین باهاش حرف بزن ناز کن و ...

ات . واقعا ؟

دوها . اره بابا

ات . ب.

داشتن حرف میزدن که صدای در اومد کسی وارد شد

خواهر کوک . مزاحمم ؟

ات . نههه بیا تو امشب ستایی با هم میخوابیم تا صب بیدار میمونیم

خ.ک . فک نکنم برو پیش کوک کارت داشت مام منتظرت میمونیم

ات . یاعلی باش

ات رفت پایین دید کوک نیست رفت تو اتاق کارش در زد وارد شد کسی نبود رفت اتاقش جایی که گفته بود اصلا نرو و فقط یه بار با حضور خود کوک رفته بود در زد صدای بیا تو شنید و وارد شد


ات . میشه بیام ؟

کوک . بیا تو

ات . کارم داشتی ؟

کوک اشاره کرد که بره پیشش( تو بالکن داشت سیگار می‌کشید )

ات رفت

کوک . بخاطر حرفای مامانم کا خجالت نکشیدی ؟

ات . نه مهم نیست بالاخره من یه آدمیم که مادر پدر نداره و یه نفر که آنچنان اشناییتی باهاش ندارم منو دزدی و اورد اینجا و کتکم زد و دخترونگیمو ازم گفت و بعدشم خانوادش با خاک یکسان کردن و چیزی نتونستم بگم ....


کوک دید ات داره خیلی زیاد چرت و پرت میگه فقط سیگارش رو انداخت و شرو کرد به بو. سی. دن ات

بعد ات رو روی لبه ی بالکن که پشتش شیشه بود نشوند و با دیدن اینکه اون همکاری نمیکرد گاز آرومی گرفت که ات کم کم از تو شک در اومد و کمی خوشش اومد و همراهی کرد باهاش
.
.
.
ادامه دارد ....


خب ble.ir/join/72jpzGvyWc
اینجا دوست داشتید جویین شید اکیپمونه بعدد پارت بعد شرط داره

شرط

لایک ۴۰

کامنت ۳۰

بازنشر ۱۰‌

فالو ۵

و .......
دیدگاه ها (۵۶)

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

به زیباییه مشکی

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

شب شده بود و همه‌ی فامیل توی حیاط نشسته بودن.ات کنار جونگ‌کو...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۵ات و کوک هنوز تو شوک بود...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

پارت ۷رئیس شورا، در حالی که خون از گوشه‌ی لبش جاری بود، با ن...

#برادر ناتنی من

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط