{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۰

پارت ۱۰
تهیونگ ویو
خب بعد هم رفتیم .... ات رو بردم ی کافه خب اونم تو تعجب مونده بود ..... ب خود مرده هم گفته بودم ی کیک درست کنه برای تولد ک کافه شوپرایز شه ( مرد = همون کسی ک تو کافه کار میکنه)
ات : تهیونگ چرا نمیگی چرا اینجا هستیم ؟
تهیونگ : خب مگه بده اومدیم بیرون هوا خوری
ات : منم باور کردم
ات ویو
داشتم با تهیونگ حرف میزدم ک یک دفعه بچه ها اومدن داخل اهنگ تولد هم پخش شد تا زه فهمیدم چ خبره ک اون مرد هم کبکو اورد وخیلی هم خوب بود
ات : واااااای........ مرسی فکرشم نمی کردم... خیلی ممنون ( همرو بغل کرد )
جیمین : تولدت مبارک......... بفرمایید ( کادو ) و ( ی لبخند )
هانا : ات خیلییییییی خیلیییی تولدت مبارک خیلی دوست دارم ( هم کادو داد هم بغلش کرد )
جانگکوک : خب ات حالا نوبت منه .... تووووووولدت مبارک ( اونم هم کادو داد هم خندید)
( ات از همه تشکر کرد)
تهیونگ : خب ات منم در این جشن شرکت کردم دوست داری ب ما هم ی نگاه بنداز۰-۰
ات : تهیونگ تو دیگه چی کار کردی ؟
تهیونگ : خب منم برات ی کادو خریدم و ....... توووووووللدت مممبارک بهترین ( ی بغل محکم )
ات : واااای مرسی ( و یک دفعه لپشو بوسید)
تهیونگ :( لوپاش سرخ شده بود )
دیدگاه ها (۳)

ادامه اگه روز مرد براشون کادو بخریم :تاکئومی : ات : تاکئومی ...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

تک پارتی ......................................................

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

........//برده ی زیبا//.......

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

قربون اون صدای قشنگت برم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط